تبلیغات

درباره ما

بایگانی

آمار سایت

  • افراد آنلاین 1
  • بازدید امروز 1
  • بازدید دیروز 4
  • ورودی امروز از گوگل 0
  • ورودی دیروز از گوگل 0
  • بازدید این هفته 1
  • بازدید این ماه 23
  • بازدید این سال 242
  • بازدید کل 325
  • تعداد مطالب سایت 12
  • تعداد نظرات 0

شبکه های اجتماعی




اپل مایل است شما گوشی های ایفون روهمانگونه که خودش عملکردش را تنظیم کرده مورد استفاده قرار دهید .در صورتی که در اندروید به این صورت است که شما گوشی رو آنطور که خودتان دوست دارید و مایل هستید تنظیم کنید .
زیرا این سیستم عامل دارای قابلیت Opensource میباشد و دلیل این راحتی در تغییرات این است که SOURCE برنامه ها دراختیار شملا قرار میگیرد .
درصورتی ک در اپل سورس برنامه در شرکت اپل محفوظ است , و این شرکت اپل است که با تغییر درسورس برنامه ها قابلیت های جدیدی در اختیار کاربران قرر میدهد
البته این بدیهی است که هر دو این سیستم عامل ها از یک خانواده هستند ،
چراکه ریشه و اجدادشون از پایه Mac OS X ست ک خود مکینتاش اصالتا نوعی BSD میباشد

_یادمان باشد همیشه برای مقایسه دو سیستم عامل ابتدا باید هسته ی آن هارو مقایسه کرد .سپس پوسته سیستم عامل و در اخر خودبرنامه ها مورد مقایسه قراد میگیرند
هسته ios همان سبک شده داروین سیستم عامل مکینتاش است،و هسته اندروید هم همان لینوکس کرنل معروف است.
و اما مهمترین اختلاف این دو سیستم عامل دقیقا در همینجاست سیستم عامل ابذار های موبایل مانند هرسیستم عامل دیگر وظیفه ی مدیریت درخواست های برنامه ها و درخواست های کاربر و هماهنگ سازی اختصاص منابع سخت افزاری را دارد
در ios برنامه ها به صورت بومی native اجرا میشود اما در اندروید برنامه ها در بستر نرم افزاری fremework به اجرادر میاورد .
حالا در انیجا ما میگیم که چه تفاوتی دارد برنامه ها دربستر نرم افزاری fremework اجرا شود ویا به صورت native باشند ،
اجرای برنامه ها بصورت native میزان مصرف سخت افزار ما را بالا میبرد و شاید عمر کمتر باطری اندروید نسبت به ios ب همین دلیل است .
و ios ر سخت افزار های ضعیفتر سرعت بالاتری دارد
ودر مجموع اگر بخواهیم جمع بندی کنیم ios در زمینه ی به کارگیری و مدیریت منابع سخت افزار وبهینه بودن در مصرف انرژی
برنده ی این مقایسه است

مقایسه اندروید و ای او اس

_ اما از لحاظ رابطه کاربری یا همان GUl چطور ؟
در این زمینه نه حتی هر دوسیستم عامل خوب هستند بلکه در مواردی از روی یکدیگر کپی هم کرده ند !
اندروید برای کاربرانش گزینه های بیشتری رو فراهم میکند ک کاربران حرفه ای این را بیشتر میپسندند ،
در نقطه مقابل ios رابطه ی کاربری زیبا ، ساده و پر کاربرد دارد اما رابطه ی کاربری اندروید مخصوصا برای تبلت ها مجهز تر و بهتر است
و در اینجا است که مقایسه این دو برنده مطلق ندارد،

جالب است بدانید که اپل از ابتدای شروع بکار سیستم عامل ios تاکنون ۹ نسخه از سیستم عامل خودش رو ارائیه داده و این درصورتی است که سیستم عامل اندروید از بتدای شروع بکار این سیستم عامل سال ۲۰۰۸تا کنون ۱۹ نسخه ی اندروید رو به بازار ارئه داده.
یعنی بطور میانگین ios درسال ۱ ورژن و برای اندروید ۳ ورژن در سال میباشد و این مبنی بر این است ک میتوان گفت کابران اندروید میتوانند با توجه به سلیقه ای ک دارن حق انتخاب داشته باشد ،
اما کاربران ios مجبور و محدود به استفاده از همان یه نسخه آخری ک ارائه میباشند
و اما در زمینه اپلیکیشن های این دو os رقابت تنگاتنگی دارن به این صورت است که ios حدود ۸۵۰۰۰۰ تا اپلیکیشن دارد و اندروید حدود ۱ میلیون اپلیکیشن
و نکنه قبل تأمل این است که در اندروید بیشتر اپلیکیشن ها بطور رایگان هستند ، در صورتی ک در ios بیشتر اپلیکیشن ها پولی است

_ اما اگر بخواهیم در مورد سرعت پردازش صحبت کنیم به این گونه است که سرعت os نسبتا بالاتر است البته اخرین ورژن اندروید یعنی kitkat نیز از سرعت پردازنده ی بسیار بالایی برخوردار است و امکانات دیگیری هم
مانند NFC است که اندروید دراختیار کاربرانش قرار میدهد که ios این را ندارد
از لحاظ رزولیشن صفحه نیز ios بالاتر از اندروید است اما امکان شخصی سازی و تغییر home screen وجود ندارد در صورتی در اندرویید این امکان وجود ندارد

[ امتیاز : ]
برچسب ها




٫ سرعت کم ویندوز ۱۰ در سیستم های قدیمی
اگر شما از ویندوزهای قبل ویندوز ۱۰ مانند اکس پی و ویستا استفاده می کنید متوجه این موضوع شده اید که به اندازه ویندوزهای جدید مانند ۱۰ و ۸ قوی نیستند. که در این صورت یا شما باید سیستم خود را ارتقا داده و سیستم عامل های جدیدتری را نصب بنمایید و یا از لینوکس استفاده کنید.
بعضی از نسخه های لینوکس کارایی لازم را ندارند به خاطر این که مقداری از حافظه را پر می کنند اما ورژن های جدیدتر دسترسی بهتری دارد و سبک تر هستند بنابراین در سسیتم های قدیمی بهتر عمل می کنند.
برای سیتم هایی با سخت افزارهای جدید تر از یوبونت و ویندوز استفاده کنید و برای سیستم های دو تا چهار سال قبل از لینوکس مینت می توانید استفاده کنید البته MATE و XFCE سبک تر هستند.
و اگر سیستم شما خیلی قدیمی است از AntiX و Q4OSو Ubuntu می توانید استفاده نمایید.

۲٫ شما رابط کاربری ویندوز ۱۰ را دوست ندارید
اکثر مردم که می خواهند از یک سیستم عامل جدید استفاده می کنند نگران این هستند که نتوانند ارتباط خوبی با آن برقرار کنند مخصوصا اگر ظاهر آن تغییر کرده باشد. البته ممکن است که با شرایط جدید خودتان را وفق دهید ولی بعضی ها همان محیط ویندوز ۷ را ترجیح می دهند.
ولی در لینوکس مینت یک نگاه مدرن تری یه این موضوع کرده و با تولبار و منوهایی که همیشه دردسترس هست شما می توانیید به راحتی کار خود را انجام داده و یادگیری آن سخت از ویندوزهای ۷ و ۱۰ نمی باشد.

۳٫ فایل نصبی ویندوز خیلی سنگین است
اگر شما ویندوز را دانلود و نصب کرده باشید حتما به سنگین بدون این فایل که نزدیک به دو گیگابایت می باشد پی برده اید در صورتی که در لینوکس این طور نیست و با دانلود یک فایل تقریبا ۶۰۰ مگابایتی می توانید سیستم عامل خود را نصب کنید این سنگین بودن فایل نصب همان طور که می توانند زمان بر باشد هرینه هایی را هم به دنبال دارد.

۴٫ لینوکس رایگان است
یک از مشکلات ویندوز این است که رایگان نمی باشد که این مستلزم آن است که یا شما هزینه ی آن را پراخت کنید و یا از نسخه های کرک شده استفاده کنید که می تواند مشکلات فراوانی را برای شما به همراه داشته باشد البته در ویندوز در نسخه ی ۱۰ خود کمی این مشکل را حل کرده ولی در لینوکس با رایگان بودن و داشتن امکانات مشابه با ویندوز در این زمینه جلو تر بوده است.
۵٫ لینوکس برنامه های رایگان زیادی دارد

شاید برای شما هم پیش آمده است که از برنامه هایی در ویندوز استفاده کنید که پس از مدتی کار کردن و پول آن ها راندادن قفل شوند و شما مجبور شوید به دنبال کرک و یک سری مراحل پیچیده بروید در صورتی که در لینوکس برنامه های کاملا مشابه ای وجود دارد که همان کارها را انجام می دهد و چه بسا قوی تر و بهتر مانند: LibreOffice و Rhythmbox و VLC و Evolution و GIMP


۱۲ دلیلی برای بهتر بودن لینوکس نسبت به ویندوز ۱۰

6امنیت
هیچ سیستم عاملی نمی تواند ادعا کند که کاملا امن است و خطری ندارد ولی ویندوز یک هدف بزرگ برای توسعه دهندگان ویروس ها و بدافزارها است. که شما در آن مجبور می شوید از یکی از نرم افزار های آنتی ویروس استفاده نمایید.
ولی در لینوکس شما تنها باید مطمئن شوید که از منابع معتبری نرم افزار های خود را دریافت می کنید.
لینوکس به خاطر طبیعتش فقط امن تر از ویندوز است.
۷٫ عملکرد
لینوکس از نظر عملکرد و سرعت قوی تر است این برای نحوه ی نوشته شدن این سیستم عامل است. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که با سیتم خود کار کنید ولی نیاز کامل نداشته باشید که از تمام پردازش سیستمتو استفاده کنید.
۸٫ حریم خصوصی
یکی از چیزهایی که خیلی اهمیت دارد بحث حریم خصوصی می باشد خیلی ها معتقد هستند که ماکروسافت کار جدیدی نسبت به گوگل و آمازون ویا فیس بوک تو این زمینه انجام نداده است به عنوان مثال، سیستم کنترل صدای جدید Cortana در مورد نحوه صحبت کردن شما و نحوه صحبت کردن با آن، با ارسال اطلاعات استفاده به مایکروسافت، یاد می گیرد. آنها می توانند از این داده ها برای بهبود کارایی Cortana استفاده کنند. مطمئنا Cortana آگهی های هدفمندی را برای شما ارسال می کند اما گوگل در حال حاضر این کار را انجام می دهد و بخشی از زندگی مدرن است.
در لینوکس اطلاعات شما جمع آوری نمی شود و این برای بعضی افراد با اهمیت است.
۹٫ قابل اطمینان
ویندوز واقعا به اندازه لینوکس قابل اطمینان نیست چندبار شده که ویندوز در حال کار باشید و سیستم هنگ کند و شما مجبور شوید با تسک منیجر آن را ببندید و در آن جا تعدادی نرم افزار ببینید که به صورت اتوماتیک باز شده اند

[ امتیاز : ]
برچسب ها


کروم بوک‌ها را می‌توان بیشتر در گروه کامپیوتر‌هایی قرار داد که در زمینه‌ی وب‌گردی مورد استفاده قرار می‌گیرند و به دلیل آسان بودن حمل و نقل و جابه‌جایی‌، بهترین انتخاب برای افرادی هستند که مدام در سفرند و برای انجام کارهای خود در طول سفر یا در دفتر کارشان به کامپیوتر نیاز دارند. به لطف وجود طیف وسیعی از اپلیکیشن‌های تحت وب که حتی می‌توان از آن‌ها به‌صورت آفلاین هم استفاده کرد، کروم بوک می‌تواند همانند یک PC، پاسخگوی نیاز کاربران خود باشد.

البته در برخی مواقع نمی‌توان انتظار داشت که یک کروم بوک به اندازه‌ی یک کامپیوتر پاسخگوی همه‌ی نیازمندی‌ها باشد. به همین دلیل برای غلبه بر این مشکلات می‌توان با نصب سیستم‌عامل لینوکس روی آن، تا حدودی کارایی این دستگاه را بهبود بخشید. بر اساس آنچه طراحان این محصول در ذهن داشتند، کروم بوک‌ها به نحوی طراحی شده‌اند که قادرند یکی از نسخه‌‌های دسکتاپ سیستم‌عامل‌ لینوکس را به‌صورت کامل، در حالت dual-boot یا به‌عنوان یک chroot اجرا کنند.

chroot مخفف عبارت «Change Root» است و به یکی از فواید سیستمی موجود در محیط یونیکس و لینوکس اشاره دارد که مجموعه‌ای از عملیات پردازش در حال اجرا را در این دو سیستم‌عامل، از مجموعه‌ی دیگر جدا می‌کند و شما می‌توانید بدون نیاز به بوت مجدد سیستم خود، بین این دو سیستم‌عامل در رفت و آمد باشید.

با استفاده از chroot و به لطف پروژه‌ای با نام Crouton، می‌توان به‌راحتی لینوکس را روی کروم‌ بوک نصب کرد و اگر در روند کار اشتباهی صورت نگیرد، می‌توان همه‌ چیز را مجددا به حالت اولیه بازگرداند.
اولین نکته‌ی مهم

پیش از آن‌که بتوانید لینوکس را روی کروم بوک نصب کنید، باید دستگاه را در حالت Developer قرار دهید. کروم بوک‌ها نیز همانند سایر کامپیوترهای مدرن، به نحوی طراحی شده‌اند که با استفاده از مکانیزمی که گوگل آن را «OS verification» می‌نامد، می‌تواند از اجرای کد‌های مخرب جلوگیری کند. این بدین معنا است که شما با نصب لینوکس احتمال بروز ناامنی و آسیب را در دستگاه خود افزایش خواهید داد.

تغییر حالت دستگاه به حالت Developer موجب می‌شود تا هر چیزی به‌جز سیستم‌عامل، از روی هارد درایو کروم بوک پاک شود؛ مثلا تمامی فایل‌های شخصی حذف خواهند شد. بنابراین در صورت وجود فایل‌ روی کروم بوک خود، پیش از رفتن به حالت Developer، آن‌ها را به فضای ابری یا یک درایو USB منتقل کنید.

پس از آن‌که اقدامات لازم را انجام دادید، کلید‌های Escape و Refresh صفحه کلید کروم بوک را با هم نگه‌ دارید و کلید پاور را فشار دهید.

install Linux on a Chromebook

برای لحظات کوتاهی این‌طور به نظر می‌رسد که فرآیند با مشکل مواجه شده است و شما با صفحه‌ نمایشی مواجه خواهید شد که در حال نمایش پیغام «Chrome OS is missing or damaged» است. پیغام مربوطه را نادیده بگیرید و کلید‌های Ctrl + D را بزنید.

install Linux on a Chromebook

در مرحله‌ی بعد با صفحه‌ای مواجه می‌شوید که از شما می‌خواهد خاموش کردن OS verification را تأیید کنید. برای تأیید، کلید Enter را بزنید و منتظر بمانید.

در مرحله‌ی بعد، کروم بوک خاموش بودن OS verification را تأیید خواهد کرد و پس از آن، لپ‌تاپ دو بار بوق می‌زند و پس از ۵ تا ۷ دقیقه، انتقال به حالت Developer به‌صورت کامل انجام می‌گیرد.

install Linux on a Chromebook

در مرحله‌ی بعد، Chromebook مجددا بوت خواهد شد و پیام هشداری مبنی بر خاموش بودن OS verification به نمایش درخواهد آمد. به خاطر داشته باشید هر زمان که کروم بوک خود را بوت کنید، این پیام برای محافظت از دستگاه ظاهر می‌شود تا به کاربران مبتدی هشدار بدهد که از دست‌کاری دستگاه اجتناب کنند. یک اشاره‌ی کوچک روی space bar، باعث می‌شود OS verification مجدد فعال شود؛ اما در حال حاضر ما چنین چیزی نمی‌خواهیم و باید برای عبور از این صفحه و بدون این‌که از حالت Developer خارج شوید، کلید Ctrl + D را بزنید.

معمولا بعد از این مراحل، کروم بوک به حالت Chrome OS بوت می‌شود. در این مرحله، قبل از نصب لینوکس، مجددا تنظیمات کروم بوک خود را از طریق یک فرآیند کوتاه بررسی کنید.
نصب Crouton

حالا زمان آن رسیده است که Crouton خود را فعال کنید. اگر مشتاق هستید با معنی کلمه‌ی Crouton آشنا شوید، باید گفت که بر اساس نظر توسعه‌دهندگان، این کلمه به‌نوعی مخفف عبارت «ChRomium Os Universal chrooT environment» یا چیزی مشابه آن است.

با مراجعه به قسمت مربوط به project’s GitHub repository و انتخاب لینک «goo.gl» موجود در سمت راست و بالای صفحه، می‌توانید Crouton را دانلود کنید. با این کار اسکریپت ساده‌ای دانلود می‌شود که موجب شروع فرآیند نصب خواهد شد.

هنگامی که اسکریپت را دانلود کردید، کلیدهای Ctrl + Alt + T را بزنید تا یک تب جدید با یک ترمینال در حال اجرا، باز شود. در prompt، پس از عبارت crosh>، shell را تایپ کنید و اینتر را بزنید.

اکنون همه چیز آماده است تا Crouton را اجرا کنید؛ اما پیش از آن، بهتر است راجع به نحوه‌ی نصب لینوکس صحبت کنیم.

ابتدا، باید برای حفظ امنیت، نسخه‌ی دسکتاپ لینوکس خود را رمزگذاری کنید به علاوه باید تصمیم بگیرید که می‌خواهید Crouton را روی کدام یک از دسکتاپ‌های خود اجرا کنید. دسکتاپ پیشنهادی برای این منظور XFCE است؛ زیرا به دلیل کوچک بودن سایز محیط و همچنین استفاده نکردن زیاد پردازنده‌ی کروم بوک از آن، برای نصب Crouton مناسب‌تر است. ما برای انجام این کار از یک Acer Chromebook 14 که دارای یک پردازنده‌ی چهار هسته‌ای ۱.۶ گیگاهرتز و رم ۴ گیگابایتی است، استفاده کردیم. با این حال، رابط کاربری پیش‌فرض اوبونتو در این دستگاه به‌خوبی و بدون هیچ مشکل خاصی اجرا شد. گزینه‌ی بعدی برای افراد حرفه‌ای‌تر، نصب نسخه‌ی command-line لینوکس است که در این حالت کلیه فعالیت‌ها از طریق خط فرمان انجام می‌شود و هیچ‌گونه رابط گرافیکی وجود ندارد.

برای نصب Crouton به همراه Unity، در ترمینال کروم‌بوک خود دستور زیر را تایپ کنید و کلید اینتر را بزنید.

sudo sh ~/Downloads/crouton -e -t unity

در ادامه به تجزیه و تحلیل اجزاء این دستور می‌پردازیم:

عملگر Sudo یک کاربر موقت با اختیارات کامل برای اجرای دستور ایجاد می‌کند.
Sh نشان‌دهنده‌ی این است که شما از یک مترجم زبان دستور sh استفاده خواهید کرد.
Downloads/Crouton/~ محل ذخیره‌سازی اسکریپت Crouton را نشان می‌دهد.
e- نشان می‌دهد که شما می‌خواهید فرآیند نصب لینوکس را رمزگذاری کنید. علاوه بر آن باید برای پوسته‌ی سیستم‌عامل Chromium نیز یک پسورد انتخاب کنید.
t- مشخص می‌کند که می‌خواهید دسکتاپی را که مایلید Crouton روی آن نصب شود، مشخص کنید.
Unity نشان می‌دهد که Crouton روی دسکتاپ Unity نصب می‌شود.

اگر می‌خواهید نسخه‌ی command-line لینوکس را نصب کنید، می‌توانید از این دستور استفاده کنید:

sudo sh ~/Downloads/crouton -e -t cli-extra

Installing Crouton

هنگامی‌که مشخص کنید مایل به نصب Crouton هستید، خط فرمان فرآیند نصب را آغاز خواهد کرد. در دستگاه ما، نصب لینوکس حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه طول کشید. در طول فرآیند نصب، از شما سه رمز مختلف درخواست می‌شود؛ یک پسورد برای روت کروم بوک، یک پسورد برای نصب لینوکس و یک رمز عبور و نام کاربری برای حساب کاربری اوبونتو. اطمینان حاصل کنید که از یک پسورد قوی که دارای حروف تصادفی است، استفاده می‌کنید تا امنیت اطلاعاتتان تضمین شود.

بعد از پایان فرآیند نصب، می‌توانید با تایپ عبارت sudo startunity یا sudo startcli که با توجه به نسخه‌ی سیستم‌عامل لینوکس شما تعیین ‌می‌شود، لینوکس را اجرا کنید. برای اجرای لینوکس بعد از بوت شدن مجدد سیستم، Chrome OS را وارد کنید و کلیدهای Ctrl + T بزنید و برای باز شدن پوسته‌ی Crosh، shell را تایپ کنید و کلید اینتر را بزنید و پس از آن بر اساس نسخه‌ی لینوکسی که روی کروم‌بوک خود نصب کرده‌اید، یکی از دستور‌های بالا را تایپ کنید.

اگر می‌خواهید نسخه‌ی لینوکس نصب‌شده روی سیستم خود را حذف کنید، عبارت زیر را تایپ کنید.

[نام chroot استفاده‌شده برای نصب] sudo delete-chroot

این همه‌ی کارهایی بود که برای اجرای لینوکس روی کروم بوک باید انجام می‌دادید. اگر می‌خواهید کروم بوک خود را به حالت ابتدایی آن برگردانید (قبل از نصب لینوکس)، کافی است هنگامی که در زمان بوت به صفحه‌ی warning وارد می‌شوید، space bar را بزنید.

[ امتیاز : ]
برچسب ها


استالمن برای اینکه آزاد بودن نرم افزارهای نوشته شده توسط گروه GNU را حفظ کند، یک اقدام حیاتی و بسیار مهم را انجام داد که به نوعی باعث دوام و قوت بخشیدن به این پروژه شد. اقدامی که دنیای نرم افزارهای آزاد و لینوکس را تحت شعال خود قرار داد. اگر بخواهیم تعریف ساده‌ای برای GPL داشته باشیم می‌توانیم آن را اینگونه بیان کنیم: نرم‌افزاری که تحت گواهی GPL منتشر می‌شود باید شرایط زیر را داشته باشد:

آزادی برای اجرای برنامه برای هر منظوری (آزادی ۰)
آزادی برای مطالعه و بررسی چگونگی عملکرد برنامه و تغییر آن برای نیاز خود (آزادی ۱). دسترسی به کد منبع یک پیش‌شرط برای این آزادی است.
آزادی برای توزیع مجدد کپی‌هایی از آن، بنابراین شما می‌توانید به همسایگان خود کمک کنید (آزادی ۲)
آزادی برای بهبود برنامه و انتشار این تغییرات برای عموم (تحت همان مجوز GPL)، بنابراین تمام جامعه از آن بهره می‌برند (آزادی ۳). دسترسی به کد منبع یک پیش‌شرط برای این آزادی است.

آزاد بودن به معنی مجانی بودن نیست یعنی امکان این وجود دارد که نرم‌افزار آزاد باشد اما بابت خرید آن یا سرویس ارائه شده‌ برای آن، مبلغی دریافت شود. اما با این حال باز هم کد نرم‌افزار باید بصورت کاملا باز در اختیار مشتری قرار گیرد. بر اساس آزادی سه، هر شخصی می‌تواند کُدِ نرم‌افزار تحت گواهی GPL را تغییر داده و حتی با نام جدیدی منتشر کند. اما نرم‌افزار جدید نیز باید حتما تحت گواهی GPL منتشر شود. یعنی دیگران نیز می‌توانند متن برنامه‌ی جدید را تغییر داده و با نام خود منتشر کنند.

GNU Tux Revolution - white background -1280x1024

قانون آزادی سوم در گواهی GPL همان راز ماندگاری تمام پروژه‌های متن باز تحت این گواهی است و عدم وجود آن در FreeBSD راز پنهان شدن این سیستم‌عامل ارزشمند است. هسته‌ی FreeBSD چیزی از لینوکس کم ندارد، اما به دلیل عدم وجود فلسفه‌ی مشابه‌ی GPL شرکت‌های مختلف از جمله اپل، هسته‌ی FreeBSD را برای تولید سیستم‌عامل‌های Mac OS X و iOS مورد استفاده قرار داده و کمی آن را تغییر داده و با نامی جدید و در قالب محصولی نو، معرفی کردند و هیچ نامی از FreeBSD به میان نیاوردند. از همه‌ی این‌ها بدتر آنکه، محصول ساخته‌‌شده‌ی بر پایه‌ی FreeBSD در قالب یک نرم‌افزار بسته‌ و انحصاری روانه‌ی بازار می‌شوند؛ نرم‌افزاری که نه‌تنها دیگران به کد آن دسترسی ندارند بلکه اجازه‌ی ویرایش و استفاده از آن برای مصارف دیگر را نیز ندارند. در گواهی GNU شما می‌توانید کد شخص دیگری را تغییر دهید، اما حق ندارید نام توسعه‌دهندگان قبلی را مخفی کنید یا محصول را بدون فراهم آوردن آزادی‌ها مجددا عرضه کنید.

با توجه به دیدگاه بنیاد نرم افزارهای آزاد (FSF)، هدف GPL دفاع از آزادی‌های برنامه نویسان، توسعه دهندگان و کاربران است. نویسندگان پروانه بیش از اینکه به قطعیت استدلالشان در دادگاه فکر کنند در پی انتقال مفهوم مورد نظرشان به کاربران این گواهی‌اند. وقتی نرم افزاری با پروانه GPL منتشر می‌شود فضایی چند وجهی در اطراف آن شکل می‌گیرد . از یک طرف امکان بی پایان توزیع و ارتقاء آن پدید می‌آید، از طرف دیگر همواره نرم افزار خصوصیات نرم‌افزار آزاد را با تعریف FSF (بنیاد نرم‌افزارهای آزاد) حفظ خواهد کرد. علاوه بر این، روح حاکم بر GPL افراد را تشویق می‌کند تا بجای جستجو در کارهای غلط دیگران، کار خود را درست انجام دهند و در اختیار بقیه افراد جامعه بگذارند. تمام این‌ها و مهم‌تر از همه روح انسانی و اخلاق گرای پروانه GPL می‌تواند دلایل محبوبیتش درمیان برنامه نویسان باشد.

ریچارد استالمن به عنوان یک فیلسوف، یا به اعتقاد برخی پدر جنبش نرم‌افزارهای آزاد شناخته می‌شود. او همزمان با مدیریت فعالیت‌های ساخت سیستم عامل گنو یک کار اساسی و فوق العاده ارزشمند را انجام داد که شاید تمام پیشرفت و توسعه لینوکس و اغلب پروژه‌های متن باز را سبب شد. استالمن همزمان با ساخت سیستم عامل آزاد گنو، زیربنای قانونی، فلسفی و فناوری مرتبط با جنبش نرم‌افزارهای آزاد را نیز خلق کرد. اگر زیربنایی قانونی ایجاد شده توسط استالمن وجود نداشت، لینوکس و به طور کامل آزاد و متن‌باز نیز جایگاه فعلی را نداشتند.
متن باز یا Open Source چیست؟

متن-باز یا اپن-سورس راهی است تا همه مردم بتوانند برای ساخت یک پروژه همکاری کنند و هرگز نگران مسائل و مشکلات حقوق معنوی آن پروژه نباشند. در حقیقت متن باز یک مدل توسعه است که توسط نرم‌افزارهای آزاد به کار گرفته می‌شود. کد کامل نرم افزارهای متن-باز در اختیار عموم قرار می‌گیرد تا از آن استفاده کنند یا در بهبود پروژه به دیگر افراد درگیر آن کمک کنند. نرم‌افزارهای آزاد بطور قطع متن‌باز نیز هستند اما نرم‌افزارهای متن‌باز می‌توانند آزاد نباشند. افرادی که شاخه‌ی متن-باز را بصورت مستقل از مفهوم آزاد در دنیای نرم افزار ایجاد کردند، تنها به کارایی نرم افزار فکر می‌کردند و تمایل نداشتند تا درگیر کش مکش‌های قانونی خرید یا نقض قوانین کپی رایت شوند. این مساله بدان دلیل بود که کارایی فوق‌العاده‌ی مدل توسعه‌ی متن باز به اثبات رسیده بود اما درک فلسفه‌ی آزادی استالمن دشوار می‌نمود. هدف آن‌ها از شکل گیری متن-باز آن بود که همه مردم بتوانند آزادانه و بدون هیج محدودیتی از نرم افزار ساخته شده استفاده نمایند.

تعریف دیگری به نام Freeware در دنیای نرم‌افزار وجود دارد که بعضا با Free Software یا حتی Open Source اشتباه گرفته می‌شود. Freeware به نرم‌افزار مجانی گفته می‌شود که هیچ‌کس جز تولید کننده‌ی آن حق ویرایش یا تغییر در نرم‌افزار را ندارد. هرچند نرم‌افزار مجانی است، اما نمی‌توان در آن تغییری ایجاد کرد. اما در نرم‌افزار آزاد یا متن‌-بازی که تحت گواهی GPL باشد، شما نه تنها می‌توانید در نرم‌افزار تغییر ایجاد کنید بلکه قادر خواهید بود تا بطور کامل به کد آن دسترسی داشته و بدانید درون نرم‌افزار چه می‌گذرد.
توزیع‌های لینوکس

از آنجایی که گنو/لینوکس برپایه‌ی گواهی GPL عرضه شده است. هر شخص یا مجموعه‌ای می‌تواند در این مجموعه تغییراتی ایجاد کرده و آن را در قالب یک محصول جدید اما مبتنی بر گواهی GPL عرضه کند. به این ترتیب صدها توزیع از لینوکس ایجاد شده که هر کدام توسط شخص یا گروه‌ خاصی از افراد توسعه داده می‌شوند. تمام این توزیع‌ها نیز آزاد و متن‌باز هستند و در توسعه‌ی آن‌ها افراد بسیاری مشارکت دارند. این توزیع‌ها شامل تعدادی نرم‌افزار سیستم و برنامه‌های کاربردی به همراه روالی مشخص برای نصب آن‌ها در رایانه هستند. توزیع‌ها معمولا برای منظورهای مختلفی از جمله محلی‌سازی، پشتیبانی از یک معماری خاص، کاربردهای بی‌درنگ (real-time applications) و سامانه‌های توکار (embedded systems) به وجود می‌آیند. یک توزیع همه-منظوره معمولی شامل هسته‌ی لینوکس، کتاب‌خانه‌ها و ابزارهای گنو، پوسته‌های خط فرمان، میزکار رابط گرافیکی و انبوه بی‌شماری از نرم‌افزارهای کاربردی از مجموعه‌های اداری و سیستم پنجره‌ای اِکس گرفته تا مفسرها، ویرایشگرهای متن و ابزارهای علمی است. از جمله بزرگ‌ترین توزیع‌های لینوکس که خود مشتقات بسیاری دارند می‌توان به Debian، RedHat، OpenSuse و Arch اشاره کرد. جالب است بدانید که اندروید، محبوب‌ترین سیستم‌عامل موبایل دنیا نیز بر پایه‌ی لینوکس (کرنل) ساخته شده است.

اگر مایل هستید با توزیع‌های مختلف لینوکس آشنا شوید، این نمودار عریض و طویل را دریافت کنید یا این صفحه در ویکی‌پدیا را بازدید کنید.
حالا که همه چیز آزاد است توسعه دهندگان نرم‌افزارهای متن باز از کجا کسب درآمد می‌کنند؟

همیشه عده‌ای هستند که معتقدند تمام نرم‌افزارها باید ضمن متن‌باز و آزاد بودن، رایگان نیز باشند؛ اما این عده در اقلیت بوده و از نظر حقوقی و بر مبنای لایسنس‌های عمومی نرم‌افزارهای آزاد و متن‌باز، هیچ منعی برای درآمدزا بودن برنامه تشریح نشده است. برخی پروژه‌های آزاد و متن‌باز در حد و اندازه‌ای که قادر باشند به حیات خود ادامه دهند درآمد دارند و عده‌ای از این پروژه‌ها نیز آنچنان برای مسئولان خود سودآور هستند که به سادگی معادل‌های انحصاری و روش کسب درآمد آن‌ها را از گردونه‌ی رقابت خارج می‌کنند. اما چطور؟ برای اطلاع از نحوه‌ی کسب درآمد نرم‌افزارهای آزاد / متن باز به مقاله‌ی مسعود آموزگار با عنوان «توسعه‌دهندگان نرم‌افزارهای آزاد / متن‌باز چگونه درآمد کسب می‌کنند؟» مراجعه کنید.
لینوکس و گسترش عجیب آن در همه‌جا

رد‌هت که یکی از توزیع‌های گنو/لینوکس به شمار می‌رود از بیش ۳۰ میلیون خط کد تشکیل شده‌ است. براساس یک تحقیق برآورد شده‌ است که بر روی این توزیع نزدیک به ۸ هزار نفر-سال / کار گسترش انجام گرفته‌ است. چنانکه این نرم‌افزار با روش‌های متعارف خصوصی گسترش می‌یافت، هزینه گسترش‌اش در ایالات متحده با روش‌های گسترش متعارف خصوصی بالغ بر ۱/۰۸ میلیارد دلار (با قیمت دلار سال ۲۰۰۰) می‌شد. بخش بزرگی از کد (۷۱٪) با زبان برنامه‌نویسی C نوشته شده‌ است؛ اما از بسیاری از زبان‌های دیگر همچون ++C، لیسپ، اسمبلی، پرل، فرترن، پایتون و زبان‌های اسکریپت‌نویسی گوناگون استفاده شده‌ است. اندکی بیش از نیمی از خطوط کد، تحت مجوز عمومی گنو (جی‌پی‌اِل) هستند. هسته لینوکس ۲٫۴ میلیون خط کد دارد و ۸٪ کل کد رد‌هت را تشکیل می‌دهد.در پژوهشی جدید که بر روی توزیع گنو/لینوکس دبیان نسخه ۴٫۰ که در سال ۲۰۰۷ عرضه شده صورت گرفت، مشخص شد این توزیع دارای نزدیک به ۲۸۳ میلیون خط کد بوده که تخمین زده می‌شود هزینه گسترش‌اش با روش‌های گسترش متعارف خصوصی بالغ بر ۸٫۰۷ میلیارد دلار (با قیمت دلار سال ۲۰۱۳) و زمان مورد نیاز حدود ۷۳٫۰۰۰ نفر-سال می‌شود.
اگر لینوکس نبود

بدلیل پایداری و انعطاف گنو/لینوکس، این سیستم‌عامل حضور پررنگی به عنوان سیستم‌عاملی برای کامپیوترهای سرور دارد. بر اساس آمار در سال ۲۰۰۸، از میان ۱۰ مورد از معتبرترین شرکت‌های هاستینگ دنیا، ۵ شرکت سیستم‌عامل گنو/لینوکس را در سرورهای وب خود بکار می‌گیرند. توزیع‌های لینوکس به طور گسترده‌ای به عنوان سیستم عامل در ابر رایانه‌ها و دیتاسنترها استفاده می‌شود: از نوامبر سال ۲۰۱۰، از ۵۰۰ سیستم برتر، ۴۵۹ مورد (۹۱٫۸ ٪) تحت اجرای توزیع‌های لینوکس هستند. از لینوکس همچنین بیشتر در سیستم‌های کارگذاشته استفاده می‌شود. رایگان، متن باز و آزاد بودن آن باعث می‌شود انتخابی ایده‌آل برای ابزارهایی مانند سیمپیوتر، رایانه‌ای که برای جمعیت کم درآمد کشورهای در حال گسترش طراحی شده، باشد. لینوکس با داشتن محیط‌های رومیزی مانند گنوم و KDE، رابط کاربری همچون اپل مکینتاش و مایکروسافت ویندوز را در کنار دیگر محیط‌های گرافیکی و رابط خط فرمان یونیکس-مانند سنتی‌اش، عرضه کرد تا کاربران معمولی نیز بتوانند از آن به عنوان جایگزین آزاد و رایگان ویندوز و OS X استفاده کنند. لینوکس به شکل خارق‌العاده‌ای طراحی شده است تا بر روی هر ابزاری از تلفن هوشمند گرفته تا سوپرکامپیوترها فارغ از نوع پردازنده‌ی آن به خوبی کار کند.

Linux kernel ubiquity


اکثر کش‌سرورهای دنیا مانند SQUID بر روی لینوکس کار می‌کنند. تقریبا تمام DNS سرورهای دنیا بر روی لینوکس راه‌اندازی شده‌اند که معروف‌ترین آن‌ها BIND است. حدود ۸۰ درصد از وب‌سرورهای دنیا بر روی وب‌سرورهایی تحت لینوکس کار می‌کنند، وب‌سرورهایی همچون Apache یا Nginix. اکثر وب‌سایت‌های دنیا از دیتابیس‌های مبتنی بر لینوکس مانند MySQL بهره می‌برند. نرم‌افزارهای مدیریت دیتاسنترها نیز بر پایه‌ی لینوکس کار می‌کنند. اگر لینوکس نبود هزینه سرویس دهی سرورهای زومیت به شما عزیزان تا ۳ برابر افزایش می‌یافت.

دلیل همه این‌ها، هزینه‌ی بسیار پایین، سرویس‌های پایدار و ایمن، نیاز به منابع بسیار کم سخت‌افزاری، توسعه‌ سریع توسط میلیون‌ها برنامه‌نویس و از همه مهمتر پایداری، آزاد و متن باز بودن لینوکس است.

[ امتیاز : ]
برچسب ها


گنو/لینوکس چیست؟

گنو/لینوکس سیستم عاملی است که توسط هزاران برنامه نویس از اقصی نقاط دنیا توسعه داده می‌شود، گنو/لینوکس اغلب به دلیل هسته‌ی خود یعنی لینوکس به شهرت رسیده است. این سیستم‌عامل از سال‌ها قبل به عنوان تهدیدی برای ویندوز مایکروسافت مطرح شد و با توجه به امکانات خاصی که در اختیار کاربران قرار می‌داد، توانست در برخی از زمینه‌ها سیستم عامل ویندوز مایکروسافت را بطور کامل از گردانه رقابت خارج کند. گنو/لینوکس به دلیل سرعت، امنیت، رایگان بودن و از همه مهم‌تر متن-باز و آزاد بودن به سرعت مورد توجه کاربران مختلف قرار گرفت. برای اینکه بدانید گنو/لینوکس چیست، ابتدا باید بدانید که سیستم عامل چیست، سیستم عامل در واقع نرم افزاری است که ارتباط بین سخت افزار و کاربر را برقرار می‌کند. در واقع بسیاری از کاربران حتی ارتباط زیادی با خود سیستم عامل‌ها ندارند و بیشتر استفاده آن‌ها با نرم افزارهایی است که بر روی سیستم عامل اجرا می‌شوند. پس سیستم عامل بستری را فراهم می‌کند تا برنامه‌ها به راحتی اجرا شوند و سرویس‌ها مورد نظر خود را به کاربران ارائه کنند. لینوکس سیستم‌عاملی است که قادر است بر روی پردازنده‌های مختلف مبتنی بر معماری ARM یا x86 اجرا شود. این بدین معناست که هسته‌ی لینوکس بعنوان زیرساخت سیستم‌عامل (اندروید، گنو/لینوکس و...) می‌تواند نه تنها روی کامپیوترهای مختلف اجرا شود بلکه امکان نصب و استفاده از آن بر روی انواع مختلف ابزارهای الکترونیکی از ساعت هوشمند گرفته تا تلفن، تبلت، دستگاه‌های غول پیکر صنعتی و... وجود دارد. در حقیقت «لینوکس» کرنل یا هسته‌ای است که سیستم‌عامل‌های مختلفی نظیر گنو/لینوکس و اندروید را نیرو می‌بخشد. در هر حال برای سادگی بیشتر، معمولا در بسیاری از مجامع از گنو/لینوکس نیز با همان نام «لینوکس» یاد می‌شود.
اما لینوکس چطور شکل گرفت؟

یونیکس توسط ۲ مهندس شرکت AT&T با نام‌های کن تامپسون و دنیس ریتچی تولید شد و در سال ۱۹۷۰ منتشر گردید. یونیکس در آغاز به زبان اسمبلی نوشته شد اما در سال ۱۹۷۳ به طور کلی به زبان سی بازنوشته شد. کمی بعد آن‌ها زبان برنامه نویسی C را نیز به آن اضافه کردند و به دلیل انطباق‌پذیری بسیار بالای آن به سرعت بین مراکز آموزشی و تجارت‌های مختلف توزیع شد و مورد استفاده قرار گرفت. AT&T کمی بعد گواهی خاصی را برای استفاده از سیستم عامل یونیکس تعریف کرد که شرکت‌ها برای استفاده از آن مجبور به رعایت آن و پرداخت هزینه می‌شدند؛ از طرفی کد سیستم عامل یونیکس نیز در اختیار دیگران قرار نمی‌گرفت. ماجرا از همین جا شروع شد و شخصی به نام ریچارد استالمن، دانشجوی دکترای آن زمان در دانشگاه MIT با تفکر و فلسفه خاص خود از این اقدام AT&T خوشش نیامد و گروهی به نام GNU (بخوانید «گنو») را با هدف ساخت سیستم عامل آزاد شبیه به یونیکس تشکیل داد.

ریچارد استالمن در دانشگاه MITریچارد استالمن در MIT

استالمن در سال ۱۹۷۱ وارد آزمایشگاه هوش مصنوعی MIT می‌شود. او این آزمایشگاه را اجتماع شکوفای هکرها می‌نامد، افرادی که عاشق برنامه نویسی بودند و علاقه شدیدی به کشف روش‌های جدید برای کار با کامپیوتر داشتند. آن‌ها یک سیستم عامل کامل به نام گنو را درست کرده بودند، که تمام آن در همان آزمایشگاه نوشته بود. استالمن عضو همان تیم شد تا به ارتقای سیستم عامل کمک نموده و قابلیت‌های تازه‌ای را به آن اضافه کند. آزمایشگاه MIT و آن تیم دقیقا همان جایی بود که استالمن عاشق کار کردن در آن بود. آن‌ها عنوان سیستم عامل خود را Incompatible Timesharing System یا سیستم اشتراک زمانی ناسازگار نامیدند.

اولین مشکلی که در آزمایشگاه MIT برای آن‌ها به وجود آمد فشارهای خارجی برای استفاده از کلمه رمز عبور در دانشگاه بود. در آن زمان روی هیچ کدام از کامپیوترهای گروه رمز عبور وجود نداشت. استالمن می‌گوید که همگی آن‌ها هکرهای برجسته‌ای بودند که اعتقاد داشتند، رمز عبور (منظور حساب کاربری) راهی است که مدیران برای کنترل کاربران استفاده می‌کنند. به همین دلیل آن‌ها دوست نداشتند تا وارد این بازی شوند و توسط ادمین‌ها تحت کنترل قرار گیرند. فلسفه آن‌ها این بود که اگر کسی پشت هر کامپیوتری بنشیند باید بتواند هر کاری که دلش می‌خواهد را انجام بدهد و کسی که امروز پشت کامپیوتر نشسته نباید بتواند آمار کارهایی که شخص قبلی دیروز بر روی کامپیوتر انجام داده را کنترل کند.

ریچارد استالمن

وقتی مدیران شبکه بر روی یکی از کامپیوترهای MIT رمز عبور گذاشتند، استالمن و دوستانش از این موضوع اصلا خوششان نیامد و تصمیم گرفتند تا همه چیز را هک کنند. اینجا بود که آنها توانستند رمزگذاری پایگاه داده محل ذخیره رمزهای عبور را هک کنند. سپس آن‌ها به تمام افرادی که در کامپیوترهای خود رمز عبور وارد می‌کردند چنین پیغامی را ارسال کردند: «می‌بینم که شما فلان رمز عبور را انتخاب کرده‌اید! نظرتون چیه اگر به جای وارد کردن رمز عبور فقط Enter را فشار دهید؟ این کار هم ساده‌تره و هم آسان‌تر!» در واقع استالمن و دوستانش تنها می‌خواستند تلویحا به این موضوع اشاره کنند که امنیت سیستمی که ادمین‌های MIT پیاده کردند در حد شوخی است. استالمن با این روش توانست یک پنجم کاربران آزمایشگاه را به گروه خود ملحق کند و همه آن‌ها به جای رمز عبور فقط از کلید Enter استفاده می‌کردند.

در اواخر دهه ۷۰و اوایل دهه ۸۰ میلادی با افزایش تعداد کاربران کامپیوتر و استفاده آن در مکان‌های مختلف، تولیدکنندگان نرم افزار نیز تصمیم گرفتند تا نرم افزارهای خود را بصورت بسته ارائه کنند و اجازه مشاهده کد محصولات خود را به دیگران ندهند. دیگر نمی‌شد بر روی نرم افزار تغییرات دلخواه را اعمال کرد. مایکروسافت در این زمینه از همه شرکت‌ها هم بزرگ‌تر بود و هم بیشتر دست به این کار می‌زد.

gnulaptopدر اوایل دهه‌ی ۸۰ سیستم عامل‌ها خصوصی شدند و کاربر در زمان خرید متعهد می‌شدند تا سیستم عامل خریداری شده را در اختیار دیگران قرار ندهد. استالمن این موضوع را مانع پیشرفت می‌دانست و بطور کامل با قوانین حقوق معنوی به آن شکل مخالف بود و آن‌ها را مانع پیشرفت و مشارکت در امور می‌دانست. اینجا بود که استالمن بنیاد نرم افزارهای آزاد (Free Software Foundation) را شکل داد که یکی از اهداف آن ساخت یک سیستم عامل جدید بود. تفکر اون به این شکل بود که سیستم عاملی بسازد که بصورت آزاد در اختیار دیگران قرار بگیرد و افرادی که از آن استفاده می‌کنند را تشویق کند تا آن را در اختیار اطرافیان خود قرار دهند. به این ترتیب کاربران می‌توانستند از سیستم عاملی استفاده کنند که آزاد است و توزیع آن به دیگران نیز آزادانه انجام می‌شود و در عین حال سطوح دیگری از آزادی را نیز بر این بستر فراهم می‌کرد.

پروژه در ژانویه ۱۹۸۴ کلید می‌خورد، درست همان زمانی استالمن از شغل خود در دانشگاه MIT استعفا می‌دهد و مقطع دکترا را رها می‌کند. او در همین زمان پروژه GNU (بخوانید گنو) را تعریف می‌کند. استالمن حتی نام گنو را نیز نوعی هک یا نام برگشتی می‌داند. GNU مخفف GNU's Not Unix است به معنی: گنو یونیکس نیست! در واقع حرف G در این نام گذاری، خود GNU است که به شکل نامتعارفی استفاده شده است. هدف استالمن آن بود که سیستم عاملی را درست کند که شبیه به یونیکس باشد، اما خود یونیکس نباشد! برخی بر این باورند که GNU یا بعدها گنو/لینوکس در واقع برپایه یونیکس ساخته شده‌ و هسته آن یونیکس است. اما این موضوع به هیچ وجه درست نیست و تیم GNU از صفر یک سیستم عامل را نوشته‌اند. در واقع آن‌ها اصلا به کدهای یونیکس دسترسی نداشته‌اند. آن‌ها بدنبال ساخت یک سیستم عامل شبیه به یونیکس ولی کاملا آزاد بوده‌اند. در آن زمان یونیکس یک محصول خصوصی بود و اجازه استفاده از آن به صورت اشتراکی وجود نداشت، یعنی اگر آن را می‌خریدید اجازه اشتراک گذاشتن سیستم عامل با دیگران را نداشتید.

درست زمانی که استالمن در حال ساخت سیستم عامل گنو بود، دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در حال ساخت یک سیستم عامل آزاد دیگر با نام Unix Berkely یا BSD بودند. این سیستم عامل بر خلاف گنو بر پایه هسته‌ی یونیکس شرکت AT&T در حال توسعه بود. اما کمی بعد AT&T از دانشگاه برکلی شکایت کرد و آن‌ها برای ادامه کار BSD به مشکل بر خوردند. همین جا بود که گروهی از تیم توسعه دهنده BSD نسبت به ساخت سیستم عامل جدید و مستقل از یونیکس با نام Free BSD اقدام کردند که البته شبیه به یونیکس بود و حتی قادر به اجرای اپلیکیشن‌های یونیکس نیز بود. جالب اینجاست که دانشگاه برکلی در این زمان نمی‌دانست که گروه گنو نیز در حال توسعه و ساخت سیستم عامل مشابهی است. FreeBSD بصورت کاملا آزاد است و هر کسی می‌تواند از آن در نرم افزار خود استفاده کند. این سیستم توسط اپل در سیستم عامل OS X و iOS و بسیاری از کمپانی‌های دیگر مانند سیسکو، VMWare و غیره مورد استفاده قرار گرفته است، اما چرا اسم BSD کمتر به گوش می‌خورد و در عوض لینوکس را تقریبا همه می‌شناسند یا حداقل نام آن را شنیده‌اند؟ این در حالی است که سیستم‌عامل‌های اپل و شرکت‌های نام‌برده‌ شده که بر پایه‌ی BSD ساخته‌اند بسیار معروف و مشهور هستند. پاسخ در فلسفه‌ی عمیق استالمن نهفته است. (لیست کامل توزیع‌های FreeBSD)
اگر مایل هستید تا در باره‌ی ریچارد استالمن بیشتر بدانید، مصاحبه‌ی خواندنی مسعود آموزگار با استالمن را در لینوکس ریویو از دست ندهید.

یونیکس علاوه بر هسته اصلی، شامل چند برنامه مجزا بود که با یکدیگر به خوبی ارتباط داشتند. به این ترتیب تیم گنو نیز به دو دسته تقسیم شد: یک دسته بر روی هسته اصلی سیستم عامل کار کردند و گروه دیگر نیز تک تک برنامه‌های موجود در یونیکس را برای این سیستم‌عامل طراحی و از نو تولید نمودند. این کار تا سال ۱۹۹۱ طول کشید و در آن زمان تقریبا تمام برنامه‌های موجود برای یونیکس در گنو نیز ساخته شدند.

برای اینکه یک سیستم عامل به خوبی کار کند، ما نیاز به یک هسته (Kernel) اصلی داریم که ارتباط بین سخت افزار و نرم افزارها را برقرار می‌کند، سپس یک کامپایلر زبان C نیز برای اجرای کدها، نیاز است تا بستری فراهم شود که دیگران نیز نرم افزارهای جدیدی برای سیستم عامل تولید کنند و در نهایت به یک مجموعه از نرم افزارهای حیاتی مانند دیباگر، ویراشگر متن، کلاینت ایمیل و غیره نیاز است تا نیازهای کاربران را پاسخ گو باشد. تمام این برنامه‌ها توسط گروه گنو به بهترین شکل ممکن طراحی و تولید شدند.

گنو

از آنجایی که تمام نرم افزارهای نوشته شده در پروژه گنو بصورت آزاد و متن-باز (متن‌باز بودن از شرایط آزاد بودن است اما برعکس این مدعا صادق نیست و نرم‌افزارهای متن باز می‌توانند آزاد نباشند) ارائه می‌شدند، حتی افرادی که از سیستم عامل گنو استفاده نمی‌کردند باز هم نرم‌افزارهای گنو را بر روی دستگاه خود نصب می‌کردند؛ چون این نرم‌افزارها نه تنها بسیار خوب طراحی و نوشته شده بودند بلکه کاملا آزاد بودند و هر کسی می‌توانست هر نوع تغییری را که بخواهد بر روی آن‌ها اعمال کند.

ولی بخشی از گروه گنو که بر روی هسته سیستم عامل کار می‌کردند روش پیچیده‌ای را (میکروکرنل) برای تولید سیستم عامل در نظر گرفتند که در نهایت پروژه آن‌ها انقدر خوب پیشرفت نکرد و نتوانست مورد قبول توسعه دهندگان قرار گیرد. این روش توسعه که تصور می‌شد آینده‌ی سیستم‌عامل‌ها باشد چنان توسعه‌ی دشواری داشت که هنوز هم به نتیجه‌ی نهایی نرسیده است.

در همین حول و حوش شخص دیگری با نام لینوس توروالدس از هلسینکی، پایتخت فلاند، بصورت مستقل و از همه مهمتر به تنهایی در حال توسعه یک هسته سیستم عامل بود که بعدها لینوکس نامیده شد. جالب است بدانید که او کد سیستم عامل را با کامپایلر C گروه گنو و در سیستم عامل MINIX توسعه داده بود. او هسته سیستم عامل خود را ترکیبی از نام خود بعلاوه x از یونیکس انتخاب کرد و LINUX نامید. او در کتاب خود با نام Just for Fun نوشته است که ناگهان متوجه شدم که هسته یک سیستم عامل را نوشته‌ام:

درود به هر کس که آن بیرون از مینیکس استفاده می‌کند. من هم‌اکنون روی سیستم‌عاملی (رایگان) برای رایانه‌های (AT ۳۸۶(۴۸۶ کار می‌کنم (فقط برای سرگرمی؛ مانند پروژهٔ گنو بزرگ و حرفه‌ای نیست). از ماه آوریل کار را آغاز کرده‌ام و هم‌اکنون این سیستم‌عامل آماده‌است و کار می‌کند. دوست دارم از دیدگاه دیگران در مورد سیستم‌عاملم با خبر شوم. چه آنان که مینیکس را دوست دارند و چه آنان که دوست ندارند. چرا که سیستم‌عامل من تا حدی شبیه به مینیکس است.
در حال حاضر (۱٫۰۸)bash و(۱٫۴۰) gcc را بر روی آن دارم و چیزهای دیگری که به نظر می‌رسد همه درست کار می‌کنند. این بدان معناست که طی چند ماه آینده چیز به‌دردبخوری فراهم خواهم کرد و دوست دارم بدانم مردم بیشتر چه امکاناتی لازم دارند. به هر پیشنهاد و نظری خوش‌آمد می‌گویم اما قول نمی‌دهم که آن را انجام دهم!

لینوکس تورالدزلینوس توروالدس

لینوس توروالدس ابتدا سیستم عامل خود را براساس گواهی اختصاصی خود عرضه کرد که طی آن امکان استفاده از لینوکس در هیچ فعالیت تجاری داده نمی‌شد. اما توروالدس می‌دانست که سیستم عاملِ خالی، به درد کمتر کسی می‌خورد و از این رو بسته‌های نرم افزاری گروه گنو که دارای گواهی GPL بودند را به آن اضافه کرد و در قالب یک سیستم عامل عرضه کرد. او در سال ۱۹۹۲ تصمیم گرفت که خود هسته سیستم عامل را نیز براساس گواهی GPL عرضه کند. نام‌های مختلفی برای محصول نهایی ترکیبی گنو + لینوکس در نظر گرفته شده است که در ویکی‌پدیا می‌توانید شرح آن را بخوانید، اما در نهایت نام انتخابی برای این مجموعه‌ی ارزشمند «گنو/لینوکس» بود.

توروالدس همواره به عنوان یکی از نخبه‌های دنیای کامپیوتر شناخته می‌شود، چرا که او به تنهایی هسته‌‌ی سیستم عاملی را نوشته و پشتیبانی می‌کند که کمتر گروه بزرگی از برنامه نویسان قادر به تولید آن هستند. حتی برخی از کمپانی‌هایی که از میانه راه تصمیم به توسعه مستقل لینوکس گرفتند کمی بعد متوجه شدند که نمی‌توانند به خوبی توروالدس این کار را انجام دهند و تا به امروز خود لینوس است که بهترین بروز رسانی و ارتقاء هسته لینوکس را انجام داده است. اما مهم‌ترین دلیل موفقیت و محبوبیت و بقای لینوکس، گواهی GPL و فلسفه‌ای است که استالمن آن را بنا نهاد، پس بهتر است به تعریف GPL بپردازیم:

[ امتیاز : ]
برچسب ها


سرویس‌های مبتنی بر مکان به‌سرعت در حال فراگیر شدن هستند و از این‌رو دائما با ورود در این سرویس‌ها، برای دسترسی به موقعیت مکانی فعلی و ذخیره‌ی آن از شما درخواست مجوز می‌شود. با اینکه سرویس‌های مکان محور، مفید و کاربردی هستند؛ اما این درخواست‌های مداوم به‌ویژه در مرورگرها می‌تواند آزاردهنده باشند. بنابراین می‌خواهیم نحوه غیر فعال کردن درخواست‌ موقعیت مکانی را در مرورگرها به شما آموزش دهیم.
مایکروسافت اج

بهتر است با ساده‌ترین گزینه شروع کنیم؛ چرا که مرورگر اج بر پایه‌ی پلتفرم ویندوز استور ساخته شده است و می‌توان به‌سادگی درخواست‌ موقعیت مکانی را غیرفعال کرد. کافی است وارد آدرس Settings --> Privacy --> Location شوید. صفحه را به سمت پایین اسکرول کنید تا به گزینه‌ی Choose apps that can use your location برسید. اکنون باید اسلایدر مربوط به اج را روی off قرار دهید.
گوگل کروم

در مرورگر کروم باید روی آیکون منو (آیکون سه‌نقطه‌ی عمودی) در سمت راست نوار آدرس کلیک کنید. از منوی بازشده گزینه‌ی Settings را انتخاب کنید. در انتهای این منو روی Show Advanced و سپس مسیر Privacy --> Contetnt کلیک کنید تا پنجره پاپ‌آپ باز شود. صفحه را اسکرول کنید به بخش Location برسید و سپس روی گزینه‌ی Do not aloow any site to track your physical location کلیک کنید. اکنون روی Done کلیک کنید.
اپرا

اپرا مرورگر بعدی است که به آن می‌پردازیم. این مرورگر از همان هسته‌ی کروم استفاده می‌کند و در نتیجه تنظیمات آن‌ها مشابه است. روی منو در گوشه‌ی بالا سمت چپ کلیک کنید و از منوی بازشده روی Settings بزنید. در تب‌های بازشده روی Websites از ستون سمت چپ کلیک کنید. در قسمت Location روی گزینه‌ای با برچسب Do not allow any site to track my phisycal location بزنید.
موزیلا فایرفاکس

فایرفاکس یکی از پرکاربردترین مرورگرها در بین کاربران است. تنظیمات موقعیت مکانی فایرفاکس در منوی تنظیمات مخفی این مرورگر قرار دارد. باید در نوار آدرس عبارت about:config را تایپ و سپس اینتر کنید.

در ادامه پیغام هشداری با عنوان This might void your warranty نمایش داده می‌شود که باید روی عبارت I accept the risk کلیک کنید.

سپس عبارت geo.enabled را در کادر جستجو وارد کنید و کلید اینتر را بزنید. فقط گزینه‌ی مورد نظر به شما نشان داده می‌شود که با دو بار کلیک کردن روی آن می‌توانید تنظیمات را غیرفعال کنید. زمانی موقعیت مکانی غیرفعال می‌شود که زیر گزینه‌ی Value مقدار false درج شود.
اینترنت اکسپلورر

اگر همچنان از اینترنت اکسپلورر استفاده می‌کنید، می‌توانید درخواست ثبت موقعیت مکانی را غیرفعال کنید. این روش برای اینترنت اکسپلورر ۱۱ است. در قسمت سمت راست بالا روی آیکون تنظیمات کلیک کنید. از منوی بازشده Internet Options را انتخاب کنید. در پنجره‌ی بازشده تب Privacy را انتخاب کنید و تیک گزینه‌ی Never allow websites to request your physical location را از قسمت Location بزنید. اکنون روی Apply و سپس OK کلیک کنید.
سافاری

موضوع برای کاربران سیستم‌های مک و مرورگر سافاری کمی متفاوت است. در این مرورگر باید از مرورگر خارج شوید و منوی سیستم اپل را باز و سپس System Preferences را انتخاب کنید. از گزینه‌های نمایش داده‌شده، روی Security & Privacy و سپس روی تب Privacy کلیک کنید.

پیش از هر تغییری باید در گوشه‌ی پایین سمت چپ روی آیکون قفل کلیک کنید و رمز عبور مورد نیاز را وارد کنید. بعد از این کار، از گزینه‌های پیش‌ رو، Location Services را انتخاب و از پنجره‌ی اصلی، گزینه‌ی Enable Location Services را از حالت انتخاب خارج کنید. البته می‌توانید با اسکرول کردن صفحه به پایین ویژگی مورد نظر را تنها برای سافاری غیرفعال کنید.

[ امتیاز : ]
برچسب ها


گوگل کروم برای مدتی در جایگاهی دورتر از بزرگان مرورگرهای وب بود؛ اما این شرایط مربوط به زمان‌های گذشته است. فاصله‌ی کروم با رقبای بزرگش پس از مدتی بسیار کم شد و سپس این مرورگر قدرتمند، دنیای مرورگرهای وب را حسابی تکان داد. اگرچه بسیاری از کاربران امروزه گوگل کروم را بهترین گزینه در بین مرورگرها می‌دانند؛ اما شاید بد نباشد که نگاهی به انتخاب‌های دیگر داشته باشید.

بنا به گزارش سهم مرورگرهای وب و در شرایطی که اینترنت اکسپلورر را حذف کنیم، اکنون فایرفاکس بزرگ‌ترین رقیب کروم محسوب می‌شود. در سال گذشته فایرفاکس توانست سهم خود را در بازار مرورگرها کمی بهبود بخشد. بدین ترتیب سهم این مرورگر از ۷.۷ درصد در آگوست ۲۰۱۶ به ۱۲ درصد در می ۲۰۱۷ رسید.

اما چرا بسیاری از کاربران به فایرفاکس بازگشته‌اند؟ نویسنده‌ی وب‌سایت MakeUseOf می‌گوید حالا بعد از یک ماه استفاده از فایرفاکس، این مرورگر را به کروم ترجیح می‌دهد. آیا زمان مهاجرت برای شما هم فرارسیده است؟ در ادامه دلایلی برای مهاجرت از کروم به فایرفاکس مطرح می‌کنیم.
۱- فایرفاکس برای عمر باتری بهتر است

بسیاری از افراد می‌گویند کروم از فایرفاکس سریع‌تر است و این موضوع واقعیت دارد. اما دلیل اصلی سریع‌تر بودن کروم، این است که این مرورگر نسبت به فایرفاکس از پردازنده‌ی مرکزی بیشتر استفاده می‌کند. وقتی منابع پردازشی سیستم بیشتر مورد استفاده قرار گیرد، عملکرد مرورگر روان‌تر و سریع‌تر خواهد شد. همچنین مصرف باتری در این شرایط افزایش می‌یابد. البته اگر بخواهیم صادق باشیم، باید اذعان کنیم که کم‌سرعتی فایرفاکس نسبت به کروم زیاد قابل توجه نیست.

عمر باتری فایرفاکس

بنا به اعلام مایکروسافت، داده‌های به‌دست‌آمده از میلیون‌ها کاربر ویندوز ۱۰ نشان داده است که فایرفاکس نسبت به کروم نزدیک به ۳۱ درصد، از منابع پردازشی کمتری استفاده می‌کند. اگر از یک لپ‌تاپ استفاده می‌کنید، این موضوع می‌تواند تأثیر بسیار مهمی در عمر باتری دستگاه شما داشته باشد.
۲- فایرفاکس برای کاربرانی که هم‌زمان تب‌های زیادی باز می‌کنند، بهتر است

چگونه مرورگر فایرفاکس و کروم را از نظر میزان مصرف حافظه‌ی رم مقایسه کنیم؟ وب‌سایت MakeUseOf برای بررسی این مورد هر مرورگر را به‌طور جداگانه و در حالتی که هیچ برنامه‌ی دیگری در حالت اجرا نباشد، باز کرده و چهار تست مختلف را به اجرا درآورده است: یک تب باز، پنج تب باز، ۱۰ تب باز و ۱۵ تب باز. برای ثبات این تست، هر کدام از تب‌های بازشده در دو مرورگر مورد بحث، صفحه‌ی خانگی وب‌سایت MakeUseOf را بارگذاری کرده‌اند. در نهایت نتیجه‌ی این بررسی بدین شرح است:
مصرف حافظه‌ی رم برای گوگل کروم ۵۸

یک تب: ۴۹.۲ مگابایت
پنج تب: ۲۶۵.۳ مگابایت
۱۰ تب: ۵۳۳.۲ مگابایت
۱۵ تب: ۷۴۸.۳ مگابایت

مصرف حافظه‌ی رم برای موزیلا فایرفاکس ۵۳

یک تب: ۱۱۶.۳ مگابایت
پنج تب: ۳۷۶.۶ مگابایت
۱۰ تب: ۴۳۷.۰ مگابایت
۱۵ تب: ۵۱۸.۴ مگابایت

دو نکته‌ی مهم در نتایج به‌دست‌آمده از تست بالا وجود دارد: اول اینکه اگر تب‌های کمتری به‌صورت هم‌زمان در مرورگر خود باز کنید، مرورگر کروم نسبت به فایرفاکس از رم کمتری استفاده خواهد کرد. نکته‌ی دوم این است که اگر تب‌های زیادی به‌طور هم‌زمان در مرورگر باز باشند، در این شرایط فایرفاکس از رم کمتری نسبت به کروم استفاده خواهد کرد؛ بنابراین اگر از آن دسته کاربرانی هستید که مثلا ۲۰ تب هم‌زمان در مرورگر خود باز می‌کنید، قطعا فایرفاکس انتخاب بهتری برای شما است.
۳- فایرفاکس می‌داند که فقط یک مرورگر است

یکی از علاقه‌مندان سرسخت کروم که مدت زیادی از این مرورگر استفاده کرده است، اخیرا در بلاگ خود مقاله‌ای جذاب به رشته‌ی تحریر درآورده که در آن به دلایل خود برای مهاجرت از کروم به فایرفاکس اشاره کرده است. در ادامه بخش کوتاهی از این مقاله را با هم می‌خوانیم:

امروز سرعت کروم همانند سرعت این مرورگر در سال ۲۰۱۱ نیست. امروز کروم به‌ نوعی پلتفرم عجیب اپلیکیشن محور مبدل شده است و در کنار پلتفرم بودن، نقش مرورگر وب را هم ایفا می‌کند.

نقل قول بالا یکی از دلایل مهم دور شدن کاربران از مرورگر کروم است. کروم بدین منظور توسعه داده شده بود تا کاربران امکان استفاده از یک مرورگر سبک، سریع و فوق‌العاده مینیمال داشته باشند و حالا این مرورگر تکامل یافته است تا به یک هیولای پیچیده تبدیل شود. کروم امروز فراموش کرده است که در اولین قدم چه چیزی باعث جذب علاقه‌ی کاربران به این مرورگر شده بود. بسیاری دلیل به وجود آمدن این وضعیت را تمایل گوگل برای تبدیل کردن کروم به کروم او‌اس (سیستم‌عامل کروم) می‌دانند.

در طرف مقابل فایرفاکس را داریم که تمرکز اصلی‌اش همچنان مرورگر بودن است. این مرورگر اگرچه از نظر برخی ویژگی‌ها در جایگاهی پایین‌تر از کروم قرار می‌گیرد؛ اما نکته‌ی مهم اینجا است که در زمان حاضر، فایرفاکس هنوز به اصل خود پایبند باقی مانده و می‌داند که باید فقط یک مرورگر باشد.
۴- فایرفاکس از ذهنیت متن باز استقبال می‌کند

شاید بعضی از شما بگویید کروم خود به‌نوعی متن باز است؛ چراکه این مرورگر بر پایه‌ی مرورگر کرومیوم توسعه داده شده است. البته باید اشاره کنیم کرومیوم به‌عنوان سنگ بنای مرورگرهای شبیه به کروم دیگری از جمله اپرا، ویوالدی، اسلیم جت و Brave هم مورد استفاده قرار گرفته است. اما یک علاقه‌مند واقعی باید چیزی بیش از اجازه به دیگران برای استفاده از کدها، به دنیای کد باز ارائه دهد. محمد منصور در این رابطه نقل قول بسیار خوبی دارد که در ادامه آن را با هم می‌خوانیم:

من بیش از دو سال در پروژه‌ی کرومیوم مشارکت داشته‌ام... اما انگیزه‌ی خود را به دلیل تغییر این پلتفرم از دست داده‌ام. بله این پروژه از قبل به‌صورت متن باز درآمده است، اما در عین حال توسط یک سازمان بزرگ محافظت می‌شود جایی که بیشتر بحث‌ها و جهت‌گیری‌های آینده‌ی پرو‌ژه‌ی کرومیوم به‌صورت داخلی در آنجا انجام می‌شود.

گوگل پروژه‌ی کروم را در رقابت، مثل یک محصول بسته‌ نگه داشته است تا یک محصول باز. مدل متن باز بودن کروم اساسا این است: «این کد مرورگر است، هر کاری می‌خواهید با آن انجام دهید.» این پروژه، فرهنگ متن باز بودنی را که افراد دیگر از آن استفاده می‌کنند ندارد. متأسفانه شرکت‌های امروزی از تعریف متن باز بودن سوء استفاده می‌کنند و این وضعیت خوب نیست.

از سوی دیگر فایرفاکس یک نقشه‌ی کامل و عمومی دارد که تحت تأثیر مشارکت‌کنندگان در این پروژه و نیز توسط اعضای جامعه‌ی فایرفاکس است. هم‌اکنون که این مطلب در حال نوشته شدن است، می‌توان تا هشت ماه آینده‌ی توسعه‌ی فایرفاکس را دید. این نوع همکاری بین اعضای جوامع کاربری، خاصیت اصلی توسعه‌ی متن باز واقعی است.
۵- فایرفاکس در واقع به حریم خصوصی اهمیت می‌دهد

بنیاد موزیلا در سال ۲۰۱۴ به‌منظور گسترش حریم خصوصی آنلاین، یک فراخوان برای کاربران منتشر کرد. شروع این فراخوان این است: «مبارزه برای حریم شخصی داده‌ها - اطمینان از اینکه افراد بدانند چه کسانی به اطلاعات آن‌ها دسترسی دارند و این داده‌ها به کجا ارسال خواهند شد و همچنین امکان انتخاب آزادانه در ارائه یا عدم ارائه‌ی داده‌ها - یکی از خصوصیات اصلی و مهم موزیلا است.»

در سال ۲۰۱۵ بخشی از متن گزارش موزیلا مجددا تفکرات این سازمان را تأیید کرد: «میلیون‌ها کاربر آنلاین وجود دارند. در محافظت کمپانی‌ها، توسعه‌دهندگان و دولت‌ها از امنیت و حریم خصوصی کاربران، شفافیت و کنترل کافی وجود ندارد. موزیلا بر این موضوع تمرکز کرده است تا بتواند مشکل کلیدی سلامت اینترنت از جمله حریم خصوصی و امنیت را تحت تأثیر قرار دهد.»

اگر می‌خواهید جزئیات کاملی در این رابطه به دست بیاورید، به اسناد مربوط به سیاست‌های حریم شخصی فایرفاکس مراجعه کنید تا ببینید دقیقاً چه داده‌هایی توسط این مرورگر جمع‌آوری و چه داده‌هایی مورد استفاده قرار می‌گیرند. اما حتی اگر فایرفاکس در مورد حریم شخصی آن‌قدرها هم دقیق نباشد، نکته‌ی مثبت این است که بنیاد موزیلا همانند گوگل نیست. آنچه واقعیت دارد این است که گوگل یک شرکت جمع‌آوری اطلاعات است. این کمپانی تا همین حالا اطلاعات زیادی از کاربرانش در اختیار دارد؛ ولی آیا واقعا می‌خواهید که گوگل از همه عادات مرورگری وب شما هم آگاه باشد؟
۶- فایرفاکس امکانات شخصی‌سازی بیشتری در اختیار کاربر قرار می‌دهد

درجه‌ی شخصی‌سازی، بزرگ‌ترین تفاوت بین دو مرورگر فایرفاکس و کروم است. ظاهر کروم برای همه کاربران تقریباً یکسان است. این مرورگر حتی در سیستم‌عامل‌ها و دستگاه‌های مختلف از طراحی یکسانی بهره می‌برد. به غیر از امکان مخفی کردن نوار ابزار‌ها یا حذف و اضافه کردن یک سری آیکون به نوار آدرس کروم، نهایتا می‌توانید پوسته‌، نوار آدرس و تب‌ها را در این مرورگر سفارشی‌سازی کنید.

سفارشی سازی فایرفاکس

اما فایرفاکس قابلیت‌های شخصی‌سازی بیشتری در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد. علاوه بر امکان جابه‌جایی‌ المان‌های مختلف طرح‌بندی ظاهر کلی، می‌توان برای تغییر ظاهر کلی مرورگر از تم‌ استفاده کرد. شما حتی می‌توانید از ظاهر مرورگرهای دیگری از جمله اف‌ایکس کروم، اف‌ایکس اپرا و ام‌ایکس ۴ در فایرفاکس بهره ببرید.
۷- فایرفاکس از افزونه‌های گوگل کروم پشتیبانی می‌کند

بنیاد موزیلا از زمان معرفی فایرفاکس ۴۸، پشتیبانی باثبات از وب اسکتنشنز (WebExtensions) را در این مرورگر ارائه داد. وب‌اکستنشنز یک API برای چند مرورگر است که به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد افزونه‌ی مورد نظرشان را یک بار بسازند و از آن در چندین مرورگر استفاده کنند. با پشتیبانی فایرفاکس از وب اسکتنشنز، حال کاربران این مرورگر می‌توانند تمامی افزونه‌های کروم را هم نصب کنند.

افزونه فایرفاکس

بدین منظور کافی است کروم استور فاکسیفاید (Foxified) را نصب کنید. سپس می‌توانید تمامی افزونه‌های موجود در وب استور کروم را مشاهده کنید و با فشردن دکمه Add to Chrome در لبه‌ی سمت راست بالا، به Add to Firefox تبدیل خواهد شد.

باید اشاره کنیم علاوه بر پشتیبانی از وب اکستنشنز با پایداری بالا، کار روی این API همچنان در حال انجام است. در حال حاضر تمام افزونه‌های کروم با این سیستم سازگاری ندارند و حتی می‌توان گفت بیشتر افزونه‌های مرورگر کروم از وب اکستنشنز پشتیبانی نمی‌کنند. انتظار می‌رود پشتیبانی کامل از افزونه‌های کروم در نسخه‌ی ۵۷ فایرفاکس اضافه شود.
۸- فایرفاکس افزونه‌های اختصاصی دارد

تعداد افزونه‌های کروم بیشتر است اما فایرفاکس چند افزونه‌ی کاملا اختصاصی دارد که کاربران کروم از داشتن آن‌ها بی‌بهره‌اند. برخی از این پلاگین‌ها آن‌قدر عملکرد خوبی دارند که باعث شده‌اند کاربران فایرفاکس نتوانند از این مرورگر دست بکشند.

یکی از بهترین افزونه‌های اختصاصی فایرفاکس، Tree Style Tab است. این افزونه نوار تب‌ها را به یک نوار کناری تبدیل می‌کند و به شما اجازه می‌دهد تب‌ها را به‌صورت سلسله مراتبی درختی سازمان‌دهی کنید. Tree Style Tab واقعا نشان می‌دهد که نبود این قابلیت در سایر مرورگرها چقدر آزاردهنده است. البته مرورگر ویوالدی از نوار کناری تب‌ها پشتیبانی می‌کند؛ اما امکان سازمان‌دهی تب‌ها به روش سلسله مراتبی درختی در این مرورگر وجود ندارد.

افزونه فایرفاکس

در حقیقت می‌توان گفت دلیل احتمالی انتخاب فایرفاکس توسط بسیاری از کاربران، افزونه‌ی Tree Style Tab است.
۹- بیشتر کارهایی که کروم‌ انجام می‌دهد، با فایرفاکس قابل انجام هستند

نهایتا باید گفت تفاوت بین فایرفاکس و کروم در بیشتر موارد جزئی است. شاید یکی از منابع پردازشی کمتری استفاده کند و دیگری عملکرد سریع‌تری داشته باشد؛ اما از نظر قابل استفاده بودن، هر دو مرورگر یادشده عالی‌اند؛ به عبارت دیگر هر کاری که در کروم می‌توانید انجام دهید، به‌احتمال خیلی زیاد در فایرفاکس هم قابل انجام است.

آیا می‌خواهید تب‌ها، علاقه‌مندی‌ها، پروفایل‌ها و سایر اطلاعات مرتبط با مرورگر را در بین دستگاه‌های مختلف همگام‌سازی کنید؟ برای توسعه‌ی وب‌سایت‌ها به کنسول و element inspector مرورگر نیاز دارید؟ در مورد جلوگیری از تأثیرات بدافزارها و امنیت سندباکس چطور؟ برای حفظ امنیت حساب‌های کاربری‌تان به بخش مدیریت رمزهای عبور احتیاج دارید؟ آیا برای کشف مشکلات عملکرد مرورگر نیاز به ابزار مدیریت وظایف دارید؟ (یادآوری: در نوار آدرس مرورگر فایرفاکس تایپ کنید about.performance).

تمام قابلیت‌هایی که در بالا اشاره شد در مرورگر کروم ارائه می‌شود و مرورگر فایرفاکس نیز این امکانات را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. به یاد داشته باشید شباهت‌های این دو مرورگر از تفاوت‌های آن‌ها بیشتر است.
چه زمانی مرورگر گوگل کروم بهتر از فایرفاکس است؟

حتی اگر از جمله طرفداران سرسخت مرورگر فایرفاکس هستید، باز هم نصب بودن مرورگر کروم در سیستم شما ایده‌ی خوبی به نظر می‌رسد؛ زیرا گاهی شرایطی وجود دارد که گوگل کروم عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهد. در ادامه به برخی از برتری‌های گوگل کروم اشاره می‌کنیم:

استریم از کروم‌کست فقط با مروگر کروم کار می‌کند.
توسعه‌ی پیشرفته‌ی وب معمولاً در کروم آسان‌تر است.
محیط کاربری روان این مرورگر تجربه‌ی استفاده از آن را ساده‌تر و آسان‌تر می‌کند.
اگر از سرویس‌های مختلف گوگل زیاد استفاده می‌کنید و سیاست‌های مربوط به حریم خصوصی گوگل برایتان اهمیتی ندارد؛ می‌توانید در مرورگر کروم با چندین حساب کاربری، به سرویس‌های مورد نظرتان در گوگل به‌سرعت دسترسی داشته باشید.
سهم مرورگر کروم نسبت به فایرفاکس بیشتر است؛ به همین دلیل جهت‌گیری استانداردها و تکنولوژی‌های وب تحت تأثیر این موضوع قرار می‌گیرند و در نتیجه وب‌سایت‌ها تلاش می‌کنند سازگاری بیشتری با کروم داشته باشند.

آیا برای مهاجرت به فایرفاکس آماده‌اید؟

آینده فایرفاکس خوب به نظر می‌رسد و بهتر است ذهنتان را باز کنید و برای مدتی کاربر فایرفاکس باشید.

اگر از فایرفاکس و کروم خوشتان نمی‌آید، مرورگر اپرا هم گزینه مناسبی به نظر می‌رسد

[ امتیاز : ]
برچسب ها


همان طور که مطلع هستید سیستم عامل اندروید از کرنل لینوکس استفاده می‌کند و شاید از این مبحث با لینوکس آشنایی دارید؛ لینوکس یک سیستم عامل متن‌باز و از خانواده‌ی شبه یونیکس است. همه توزیع‌های لینوکس بر پایه هسته اصلی آن یا کرنل بنا شده‌اند که نرم افزارهای رایگان با آن تلفیق شده و نسخه کامل یا همان توزیع را تشکیل می‌دهند. این سیستم عامل توزیع‌های متعددی دارد که هر توزیع بر اساس یکی از نیازهای کاربران توسعه داده شده‌اند که از مهم‌ترین و محبوب‌ترین آن‌ها می‌توان به اوبونتو (توزیع دسکتاپ-نیاز کاربر معمولی)، کالی لینوکس (توزیع امنیتی) و ردهت (توزیع تجاری) و دیگر توزیع‌های اصلی مانند دبیان، آرچ لینوکس و CentOS و دیگر توزیع‌ها اشاره کرد. اما کرنل یا هسته سیستم عامل چیست؟
مقاله مرتبط

معماری سیستم عامل؛ دسترسی روت و کاربرد آن چیست؟

شاید مهم‌ترین و ساده‌ترین تعریف در خصوص کامپیوترها، گنگ بودن آن‌ها است؛ کامپیوترها تنها یک عبارت ساده یعنی «اجرای دستورات» را می‌فهمند. دستورات به طور پی‌در‌پی و با اولویت‌های بخصوص اجرا می‌شوند. از لحظه‌ای که کامپیوتر روشن می‌شود برای ادامه‌ی کار به دستورات نیاز دارد و در حقیقت بدون دریافت دستورات قادر به انجام هیچ کاری نیست. حتی زمانی که دستگاه اندرویدی روشن می‌شود و لوگوی بوت مخصوص خود را نشان می‌دهد، سی‌پی‌یو سیستم در حال دریافت دستورات و اجرای آن‌ها است. در ظاهر، ما از اندروید تنها یک لانچر زیبا به همراه تعدادی اپلیکیشن می‌بینیم اما در حقیقت همانند دیگر سیستم عامل‌ها در پشت پرده دستورات متعددی اجرا می‌شوند.

در کنار رابط کاربری، بخشی از سیستم‌ در پشت پرده وجود دارد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ماشین مجازی جاوا و SurfaceFlinger که وظیفه‌ی جمع آوری همه‌ی اجزای لازم برای نمایش گرافیک را دارد نام برد.

اجزای سیستم عامل

اما سیستم عاملی مانند اندروید از یک هسته‌ی قوی بهره‌مند است که با بررسی جزئی‌تر به این سطح می‌رسیم؛ این سطح کرنل یا هسته‌ی سیستم عامل نام دارد که در اندروید، کرنل لینوکس است. همگی عملیات چند وظیفه‌ای در سیستم عامل‌ها از کرنل بهره‌ می‌برند. مثلا سیستم عامل‌هایی مانند ویندوز، OS X، آی‌اواس، ویندوزفون و اندروید هر کدام کرنل مخصوص خود را دارند. اما در بین همه‌ی این سیستم عامل‌ها، تنها اندروید از کرنلِ لینوکس استفاده می‌کند. سیستم عامل‌های ویندوز و ویندوزفون کرنل خاص خود را دارند که معمولا با نام NT Kernel شناخته می‌شود و کرنل‌های OS X و آی‌اواس، Darwin نام دارد.

علاوه بر این، تعدادی کرنل نیز وجود دارد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به کرنل‌های شبه یونیکس در پروژه‌ی FreeBSD و NetBSD، کرنل زمان واقعی در پروژه‌ی FreeRTOS، کرنل‌های نهفته یا سیستم‌های embedded در پروژه‌ی Contiki، کرنل کم قدرت مانند کرنل mbed OS از کمپانی آرم نام برد. به عبارت کلی همه‌ی دستگاه‌های موجود از اینترنت اشیا گرفته تا ابزارهای پوشیدنی و ابر رایانه‌ها، از کرنل استفاده می‌کنند.

کرنل به زبان ساده‌تر برنامه‌ی هسته‌ی سیستم است که منابع سی‌پی‌یو، حافظه‌ی سیستم، دستگاه‌ها، فایل سیستم، شبکه و پردازش‌ها را مدیریت می‌کند.

نسخه کرنل

زمانی که اپلیکیشنی را اجرا می‌کنید، این کرنل است که وظیفه‌ی انتقال اپ به حافظه و ایجاد پروسه‌های لازم برای اجرای آن را برعهده دارد؛ زمانی که اپلیکیشن به فضای حافظه نیاز دارد، کرنل حافظه را به آن اختصاص می‌دهد و حتی در مواقعی که اپلیکیشن برای برقراری ارتباط شبکه‌ای نیاز دارد این کرنل است که ارتباط‌های سطح پایین را برای آن فراهم می‌کند. درایور دستگاه‌هایی مانند بلوتوث نیز در کرنل قرار دارد. زمانی که اپلیکیشنی قصد اجرای دستوراتی را در پشت پرده دارد، این کرنل است که تمامی پردازش‌های بک‌گراند را به عهده می‌گیرد و هنگامی که اپلیکیشنی بسته می‌شود این کرنل است که حافظه و دیگر منابع در حال استفاده‌ی این اپلیکیشن را پاکسازی می‌کند.

همان طوری که متوجه شدید کرنل تکه نرم افزار پیچیده‌ای است؛ کرنل لینوکس دارای بیش از ۱۵ میلیون خط در کدمنبع خود است که همه‌ی این کدها شامل تمامی درایورها (درایورها ۷۰ درصد از کد کرنل را تشکیل می‌دهند)، کدهای پشتیبانی از دیگر معماری سیستم‌ها مانند ARM, x86, MIPS, IBM, PowerPC و SPARC است. زمانی که کرنلی برای یک دستگاه مانند گوشی هوشمند توسعه داده می‌شود، همه‌ی ۱۵ میلیون خط کد استفاده نمی‌شود و تنها کدهایی که لازمه‌ی مصرف است مورد استفاده قرار می‌گیرد.
کرنلِ Monolithic و میکرو کرنل

با پیچیده‌تر شدن سیستم‌ها، کرنل‌ها نیز با معماری‌های مختلفی عرضه می‌شوند. دو نوع کرنل رایج با طراحی‌های متفاوتی وجود دارند که کرنل Monolithic و میکرو کرنل نام دارند. کرنل لینوکس از نوع کرنل Monolithic است؛ بدان معنی که خود کرنل درون یک فضای خاص خود در حافظه اجرا می‌شود. در مقابل این کرنل، میکروکرنل قرار دارد که فرآیندهای مختلف کرنل را در بخش‌های جداگانه قرار می‌دهد؛ بنابراین این نوع کرنل، پروسه‌های مختلف را تحت عنوان سرورها یا سرویس‌ها اجرا می‌کند.

در سال ۱۹۹۲ که لینوکس تازه متولد شده بود، لینوس توروالدز و پروفسور اندرو تننبائوم در حال بحث درباره‌ی معماری‌‌های مختلف کرنل Monolithic و میکرو کرنل بودند. در آن زمان تننبائوم میکروکرنل را ترجیح داد و لینوس کرنل Monolithic را نوشت. به همین دلیل این نوع کرنل به دلیل ترجیح لینوس، در سیستم لینوکس و به دنبال آن در اندروید نیز استفاده شد.

کرنل monolithic

از آنجایی که کرنل لینوکس monolithic است، بنابراین راهی وجود دارد که بتوان بخش‌های مختلف کرنل را بر اساس نیاز فعال یا غیرفعال کرد. این کار حین کامپایل به وسیله‌ی سیستمی که به کرنل اجازه‌ی تنظیم، تلفیق و پیکربندی را می‌دهد قابل انجام است. بعضی از کانفیگ‌ها علاوه بر فعال و غیرفعال کردن برخی توابع خاص، قادر به تغییر نوع عملکرد کرنل نیز هستند. چون لینوکس و اندروید متن‌باز هستند، از این‌رو می‌توان نسخه‌ای از اندروید را با کرنل‌ بهینه شده ساخت تا برخلاف کرنل معمولی، از تنظیمات مختلف استفاده کند. این کرنل را می‌توان به جای کرنل پیش فرض گوشی هوشمند استفاده کرد. برای این منظور یا باید بوت لودر گوشی هوشمند را آنلاک کرد یا گوشی را روت کرد.

شاید شناخته شده‌ترین کرنل جایگزین برای اندروید کرنلِ The Franco باشد که برای دستگاه‌های مختلف نکسوسی فراهم شده است. همچنین برای استفاده‌ی راحت از این کرنل، اپلیکیشنی نیز طراحی شده است. البته The Franco تنها کرنل جایگزین برای اندروید نیست، کرنل‌های دیگری مانند ElementalX و The Jolla نیز وجود دارند.

عملکرد کرنل ها
مزایا و معایب

برای شروع استفاده از دیگر کرنل‌ها ابتدا باید دستگاه اندرویدی خود را روت کنید. برخی از کاربران با روت کردن گوشی‌های خود مشکلی ندارند اما در مقابل افراد دیگری هستند که وسواس بیشتری را برای انجام دادن این اقدام به خرج می‌دهند. روت کردن نیاز به تجربه فنی نیز دارد که در نهایت جایگزین کردن کرنل نیز مهارت هر فردی نیست. علاوه بر این، باید به سازنده‌ی کرنل نیز اطمینان داشت؛ این موضوع نه تنها به خاطر کدهایی است که وی در کرنل به کار برده، بلکه بیشتر به دلیل تعهد او در ارائه‌ی خدمات پشتیبانی و برطرف کردن باگ‌ها است. جایگزین کردن کرنل معایبی زیادی دارد که ممکن است درنهایت به معیوب کردن بوت گوشی هوشمند بینجامد. زمانی که گوشی هوشمند اندرویدی خود را تهیه می‌کنید، فریمور این گوشی قبل از عرضه چندین بار مورد تست قرار گرفته است. اگر قصد نصب کرنل جدید را دارید، باید در حین بروز مشکل و زمانی که سازنده‌ی کرنل پاسخگوی برطرف کردن باگ‌ها نیست، دارای این مهارت باشید که هنگام بروز چنین مشکلی، منشا آن را پیدا کنید.

این نکته را هم در نظر داشته باشید که در صورت روت کردن گوشی و جایگزین کردن کرنل آن، دستگاه‌تان دیگر شامل گارانتی نخواهد بود. معمولا سازندگان کرنل‌ها که کرنل‌های خود را در انجمن‌هایی مانند XDA منتشر می‌کنند، همواره تاکید دارند که در صورت نصب کرنل در دستگاه، گارانتی از بین رفته و هیچ مسئولیتی را در قبال خرابی دستگاه برعهده نمی‌گیرند.

در مقابل معایب، نصب کرنل مزایایی نیز دارد که می‌توان با نصب آن، به تنظیمات متعددی دسترسی داشت. پس از نصب یک کرنل دیگر، می‌توان به تمامی پورت‌های دستگاه و تنظیماتی که در حالت پیش فرض در دسترس نیستند، دست یافت. همچنین می‌توان به نسخه‌های متعدد کرنل لینوکس نیز دسترسی داشت. کاستوم کرنل‌ها می‌توانند مصرف باتری و عملکرد دستگاه را بر اساس تنظیمات کرنل و میزان استفاده‌ی کاربر بهبود ببخشند. اما همان طور که قبلا بحث شد، بیشتر سازنده‌ی دستگاه‌های هوشمند همانند گوگل، اپل و مایکروسافت در حال رقابت با یکدیگر هستند تا بهترین گوشی‌های هوشمند با بهترین قیمت عرضه کنند. بنابراین اگر می‌توان به نصب یک کرنل دیگر باتری را بهبود داد پس می‌توان مطمئن شد که این سازندگان نیز توانایی عرضه‌ی دستگاه هوشمند با باتری بهینه شده را دارند! از این‌رو بهینه شدن مصرف باتری پس از نصب کاستوم کرنل به این معنی است که عملکرد دستگاه کاهش می‌یابد و در مقابل بهبود عملکرد دستگاه به معنی کاهش عمر باتری است. در حالت کلی هدف از نصب کرنل جایگزین این است که همزمان هم مصرف باتری و هم عملکرد دستگاه را بهبود بخشید.

تمامی سیستم عامل‌های چند وظیفه‌ای دارای کرنل هستند؛ این کرنل است که وظیفه‌ی مدیریت منابع سیستم از جمله حافظه، پردازش‌ها و درایورها را بر عهده دارد. دیگر اجزای سیستم عامل‌ها مانند ویندوز، OS X، اندروید و آی‌اواس در سطوحی مجزا از کرنل قرار دارند. کرنل مورد استفاده در اندروید، کرنل لینوکس است. از آنجایی که هر دو کرنل لینوکس و اندروید متن‌باز هستند، بنابراین قابلیت ایجاد کاستوم کرنل به همراه تنظیمات مختلف برای اندروید وجود دارد و می‌توان از آن به عنوان کرنل جایگزین در دستگاه‌ اندرویدی استفاده کرد. برای این منظور ابتدا باید دستگاه اندرویدی را روت و بوت لودر آن را آنلاک کرد. از کرنل‌های محبوب می‌توان به the Franco و ElementalX اشاره کرد.

[ امتیاز : ]
برچسب ها


مارک شاتل‌ورث، بنیان‌گذار کنونیکال اخیرا اعلام کرد توسعه محیط دسکتاپ یونیتی 8 برای اوبونتو متوقف شده است و توسعه‌ی اوبونتو تاچ نیز دیگر برای گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها ادامه نخواهد یافت.

اما این سؤال پیش می‌آید که آینده‌ی سیستم عامل لینوکس اوبونتو چه خواهد شد؟

چندین سال قبل توسعه‌دهندگان اعلام کردند یکی از بزرگ‌ترین اتفاقات دنیای تکنولوژی دستگاه‌های موبایل خواهد بود. آن‌ها دقیقا درست می‌گفتند؛ اما اوبونتو نتوانست از این پتانسیل استفاده کند و تأثیر بسزایی در این فضا داشته باشد. حالا به نظر می‌رسد کنونیکال این بار نیروی خود را بر اتفاق بزرگ دیگری متمرکز کرده است؛ سرویس‌های ابری و محصولات اینترنت اشیاء.

اما همچنان میلیون‌ها نفر از اوبونتو روی کامپیوترهای دسکتاپ استفاده می‌کنند و شاتل‌ورث برای این کاربران توضیح می‌دهد که قرار است کمپانی متبوع او بر چه مواردی تمرکز کند.

شاتل‌ورث در پست طولانی خود که روی گوگل پلاس منتشر شده، مشخصا چند نکته را شفاف‌سازی کرده است:

در حالی که تیم موبایل منحل شده و کنونیکال بر فضاهای سودآور بیشتر، شامل سرورها و دستگاه‌های دیگر تمرکز کرده است؛ همچنان به انتقال تجربه‌ی عالی از کیفیت کار با سیستم دسکتاپ ادامه خواهد داد.
کنونیکال روی میز کار گنوم سرمایه‌گذاری می‌کند که در حال حاضر مانند Lubunxu، Xubuntu یا Kubuntu، بخش اصلی اوبونتو است. اما هم‌زمان با Ubuntu 18.04 LTS، اوبونتو گنوم نسخه‌ی پیش‌فرض این سیستم عامل خواهد بود.
در حالی که یونیتی 8 کنار گذاشته شده است، کنونیکال پوسته‌ای توسعه خواهد داد که باعث می‌شود ظاهر GNOME مانند محیط دسکتاپی باشد که متوقف شده است.
سیستم بسته اسنپ جدید در نسخه‌های بعدی اوبونتو نیز وجود دارد و علاوه بر آن می‌توانید از توزیع‌های دیگر گنو/لینوکس شامل فدورا، دبیان و اپن‌سوس (اپن‌سوز) نیز استفاده کنید.
در حالی که محیط پیش‌فرض دسکتاپ به گنوم تغییر می‌کند؛ بسته‌های یونیتی 7 برای افرادی که به آن‌ها نیاز دارند، در دسترس خواهد بود. البته ممکن است یونیتی 8 به‌طور کامل متوقف نشود و توسعه‌دهندگان دیگر تمایل داشته باشند روی آن کار کنند.

به هر حال، گفته می‌شود کنونیکال برخی از کارمندانی که روی یونیتی کار می‌کردند، کنار گذاشته است و حتی ممکن است تغییراتی در تیم مدیریتی ایجاد شود

[ امتیاز : ]
برچسب ها


لینوکس نیز مانند سایر سیستم‌های عامل حفره‌های امنیتی دارد. برای مثال Shellshock در سال‌های گذشته اطلاعات کاربران لینوکسی و سرورها را به صورت آزاد در اختیار همگان قرار می‌داد. ارائه‌های بروزرسانی‌های امنیتی این مشکلات را حل کرد، اما این امکان نیز وجود دارد که بسیاری از کاربران تا به حال این بسته‌ی بروزرسانی را حتی دریافت نکرده باشند.

مشکلات امنیتی که لینوکس به خصوص در سال ۲۰۱۴ میلادی با آن‌ها دست به گریبان بود به نوعی نقاط ضعف این سیستم‌عامل را نیز نمایان کردند. البته این به معنای از بین رفتن لینوکس نیست. این سیستم‌عامل همچنان از لحاظ امنیت یک سر و گردن بالاتر از ویندوز است؛ اما کاربران آن باید توجه بیشتری به امنیت سیستم‌عامل خود داشته باشند.
Turla بدافزاری که برای سالیان متمادی لینوکس را تحت‌تاثیر قرار داد

ouroboros burning 100535580 large

محققان امنیت اینترنت سال‌ها است که از وجود بدافزاری به نام Turla یا Snake یا Ouroboros اطلاع دارند. تورلا یک بدافزار قدرتمند است که به نظر می‌رسد منشا روسی داشته و توسط دولت آن کشور نیز حمایت مالی می‌شود. این بدافزار ابتدا بدافزاری برای ویندوز بوده است.

اما بعدها کسپراسکای اعلام کرده که نسخه‌ی لینوکسی تورلا را نیز کشف کرده است. این تروجان سال‌ها است بدون هیچ صدایی کامپیوترهای لینوکسی را تحت‌تاثیر و نفوذ خود قرار داده است و براساس یک برنامه‌ی متن‌باز با نام cd00r طراحی شده است. این بدافزار ترافیک شبکه را تحت نظر گرفته و به هکرها اجازه می‌دهد تا دستوراتی را بر روی سیستم لینوکسی فرد هدف اجرا کنند. تورلا نیازی به دسترسی روت ندارد و به عنوان حساب کاربری استاندارد شما عمل می‌کند؛ به این دلیل تمامی محدودیت‌هایی که در دسکتاپ لینوکس قرار دارند نیز نمی‌توانند مانع آن شوند. در حالی که تورلا یک سرویس شبکه است، اما به اندازه‌ی کافی هوشمند بوده و خود را از دید ابزار netstat شما پنهان نگه می‌دارد؛ بنابراین حتی اگر شروع به بررسی ارتباطات شبکه‌ای خود نیز بکنید، موفق به شناسایی آن نخواهید شد.

این بدافزار به دلایل زیادی ترسناک است. اول این که نشان می‌دهد تروجان‌ها می‌توانند به سیستم‌های لینوکسی نیز نفوذ کنند و دوم این که نداشتن دسترسی به روت سیستم نمی‌تواند از عملکرد مخرب این بدافزار یا بدافزارهای مشابه جلوگیری کند و مورد سوم این که تمامی موارد آنلاین شما مانند تراکنش‌های بانکی و بانکداری آنلاین از طریق حساب کاربری انجام می‌شوند.

البته نباید نگران کامپیوتر خود باشید؛ چرا که به احتمال قوی کامپیوتر شما مورد حمله قرار نگرفته است. تورلا بدافزاری است که احتمالا از حمایت دولت روسیه بهره می‌برد و به طور قطع هدف آن عموم کاربران نیست؛ بلکه افراد خاص یا جنایتکارها مورد هدف این بدافزار قرار می‌گیرند. اما اصل موضوع تغییری نمی‌کند؛ چرا که بدافزاری بوده که سال‌ها سیستم‌های لینوکسی را مورد حمله قرار داده است. پس تروجان‌های لینوکسی نیز واقعیت داشته و وجود دارند.
X.org مشکلات امنیتی با قدمتی بیشتر از ۲۰ سال دارد

x window system 100535582 medium

در سال‌های گذشته مشخص شد که وبسایت X.org ایرادات امنیتی بسیاری در سرور گرافیکی و کتابخانه‌های خود دارد. جالب اینجا است که برخی از این حفره‌های امنیتی بیش از ۲۰ سال است که وجود دارند. محققی که این حفره‌های امنیتی در X.org را کشف کرده است آن‌ها را بسیار بدتر و خطرناک‌تر از آن چیزی که به نظر می‌رسند، می‌داند.

لیستی از این نفوذپذیری‌ها در اختیار عموم قرار گرفته‌اند تا کاربران نیز از وجود آن‌ها مطلع شوند. توزیع‌کنندگان لینوکس برای رفع این مشکل بروزرسانی‌هایی را عرضه کرده‌اند؛ اما با وجود ارائه‌ی این بروزرسانی‌ها باز هم به طور کامل نمی‌توان به X.org اعتماد کرد.

مشکل X.org از آن جا نشات می‌گیرد که براساس معماری X11 طراحی شده است و این معماری بیش از ۳۰ سال قدمت دارد. خوشبختانه فناوری سرورهای گرافیکی مانند Wayland و Mir اوبونتو کم کم در حال گرفتن جایگاه فناوری‌های قدیمی هستند.
Shellshock مشکلی بزرگ برای کاربران لینوکس

Shellshock نام باگ امنیتی در Bash shell است که بر روی سیستم‌ها لینوکسی استفاده می‌شود. متخصصان امنیت اینترنت در زمان این اتفاق معتقد بودند که کاربران دسکتاپ تحت تاثیر این اشکالات قرار نخواهند گرفت. ویندوز Bash را ندارد و کاربران مک نیز به غیر از کاربران حرفه‌ای که بر حسب نیاز به Bash مراجعه می‌کنند، استفاده‌ای از آن ندارند.

shellshock command diagram 600px v2 symantec 100457104 large
ایراد Bash shell چه بود؟

در مورد سرورها و دسکتاپ‌های لینوکسی موضوع متفاوت بود؛ چرا که در هر دوی این سیستم‌ها از Bash استفاده زیادی می‌شود. موردی که باعث خطرناک شدن این حفره می‌شود این است که تمامی درخواست‌های DHCP که کامپیوتر شما می‌دهد از طریق Bash اجرایی می‌شوند. برای مثال اگر به هات اسپات WiFi از طریق اپ‌تاپ لینوکسی خود متصل شوید، سرور DHCP در جواب می‌تواند به سیستم لینوکسی شما انجام درخواستی را تحمیل کرده و برای نمونه تروجانی را بر روی سیستم شما دانلود کند.
مقاله‌ی مرتبط:

حفره‌ی امنیتی Bash موجب بحران اینترنتی می‌شود؟ هشدار متخصصان در مورد حملات گسترده

بروزرسانی امنیتی سریعا این مشکل را برای کاربران دسکتاپ لینوکس برطرف کرد، اما مشکل اصلی این است که حفره‌ی امنیتی Shellshock بیش از ۲۰ سال بدون این که کشف شود بر روی Bash وجود داشته است. با اینکه هیچ شواهدی مبنی بر حمله‌ی همه جانبه به کاربران دسکتاپ لینوکس در دست نیست، اما نفوذپذیر بودن لینوکس است که این موضوع را خطرناک می‌کند و ادعای سازندگان لینوکس مبنی بر امن بودن این سیستم‌عامل نسبت به سایر سیستم‌های عامل توسط این حفره‌های امنیتی ممکن است زیر سوال ببرند.
آیا بسته‌های بروزرسانی امنیتی را دریافت می‌کنید؟

با توجه به نحوه‌ی عملکرد سیستم بروزرسانی لینوکس ممکن است شما بسته‌های بروزرسانی که حفره‌های امنیتی را رفع می‌کنند، دریافت نکرده باشید. به صورت کلی این بسته‌ها را می‌توان برای مرورگرهای وب و سایر نرم‌افزارهای مهمی که به صورت رسمی پشتیبانی می‌شوند، دریافت کرد؛ اما برای سایر بسته‌های امنیتی چه اتفاقی می‌افتد؟

vulnerable owncloud installed from ubuntu repositories 100529437 large

باید از مشکلاتی که در بروزرسانی ownCloud در اوبونتو به وجود آمده درس گرفت؛ چرا که این نرم‌افزار در اوبونتو بسته‌های بروزرسانی را دریافت نمی‌کند. فردی که این بروزرسانی‌ها را آماده می‌کرد تصمیم به توقف کار خود گرفت و باعث شد تا ownCloud حفره‌های امنیتی گذشته خود را همچنان به همراه داشته باشد.

باید در استفاده از برنامه‌های توسعه‌دهندگان کوچک با دقت بیشتری عمل کرد. برای مثال Minjaro که توسعه‌ی مبتنی بر لینوکس است مانند گذشته بسته‌های بروزرسانی را به موقع دریافت نمی‌کند. البته این موضوع طبیعی است چرا که وقتی از توسعه‌دهی‌های کوچکی استفاده می‌کنید که طراح آن برای تفریح به این کار رو آورده، ممکن است روزی به سرنوشت Minjaro دچار شوید.

سیستم لینوکس مانند هر سیستم عامل دیگری قابل نفوذ است

لینوکس برخلاف تصور همگان امنیت بسیار بالایی ندارد؛ اما این مشکل مختص لینوکس نیست و تمامی سیستم‌ها در حفظ امنیت کامپیوتر شما، ضعیف عمل می‌کنند. همه‌ی سیستم‌ها قابل نفوذ هستند و لینوکس نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما نکته‌ی مهم‌تر این است که برنامه‌های تحت لینوکس نیز ایراداتی دارند و از لحاظ امنیتی کامل نیستند.

ممکن است در آینده نیز شاهد حفره‌های امنیتی در لینوکس باشیم؛ اما باید گفت که این سیستم‌عامل از ویندوز که از لحاظ امنیتی در حد متوسط است، بسیار بهتر عمل می‌کند. به علاوه حمله کنندگان و هکرها نیز تمرکز بیشتری بر روی ویندوزی دارند که کاربران بیشمار نیز دارد. همچنین لینوکس مبتنی بر معماری امنیتی عمل می‌کند که بسیار ایمن ‌تر از ویندوز است. در لینوکس نرم‌افزارها از مخزن مرکزی و معتبری دریافت می‌شوند؛ اما برنامه‌های تحت ویندوز از وبسایت‌های گوناگون و بعضا ناایمن نیز قابل دریافت هستند. البته مایکروسافت با ارائه‌ی ویندوز ۱۰ و بهبودهای بخش استور خود سعی در رفع این مشکل دارد.

نیازی به اجرای برنامه‌های ضد ویروس بر روی سیستم لینوکسی خود ندارید؛ اما بهتر است بدانید که این سیستم مانند تمامی سیستم‌های عامل دیگر صد درصد ایمن نیست.

همانند سیستم‌های دارای سیستم‌عامل مک و ویندوز، سیستم‌های لینوکسی نیز حفره‌های امنیتی خاص خود را دارند و در حال حاضر تمامی آن‌ها نیز کشف نشده‌اند. بهتر است اگر از این لینوکس به عنوان سیستم‌عامل دسکتاپ خود استفاده می‌کنید، توجه بیشتری به امنیت سیستم خود داشته باشید تا حفره‌های امنیتی شما را در معرض خطر قرار ندهند.

[ امتیاز : ]
برچسب ها